Select Page
مدل مدیریت ریسک در 5 مرحله

مدل مدیریت ریسک در 5 مرحله

مدل مدیریت ریسک در 5 مرحله

مدیریت ریسک یک فرآیند سیستماتیک متشکل از شناسایی، تجزیه-تحلیل و پاسخ به ریسک در سازمان، شرکت، کسب و کار و یا پروژه می باشد.
مدل مدیریت ریسک ممکن است به عنوان یک فرآیند شامل زیر فرآیندهای متعددی باشد که در این مقاله مدل مدیریت ریسک با 5 زیر فرآیند آموزش داده می شود.

5 فرآیند مدل مدیریت ریسک

1. بررسی و شناسایی ریسک
2. تجزیه-تحلیل کیفی ریسک
3. تجزیه-تحلیل کمی ریسک
4. برنامه ریزی پاسخ به ریسک
5. پایش، مانیتورینگ و کنترل ریسک

مقدمات مدل مدیریت ریسک

قبل از انجام و اجرای این زیرفرآیندها، باید برنامه ریزی مدیریت ریسک انجام شود؛ در این برنامه ریزی در ابتدا رویکرد کلی برای مدیریت ریسک ها شناسایی می شود.
هر جایی که بخواهید چهارچوب مدیریت پروژه را توسعه دهید ممکن است مجبور باشید رویکرد کلی سازمانی و شرکتی را برای مدیریت ریسک مد نظر بگیرید که پذیرش آن برای هر پروژه ای الزامی باشد.

ریسک و تبعات آن غالبا جزئی جدایی ناپذیر از هر کار، فعالیت و یا پروژه می باشد و همان طور که در مقاله ” اصول مدیریت ریسک؛ اصول ۱۰ گانه هنر مدیریت ریسک ” مدیریت ریسک، برای اقتصاد متغیر امروزی، امری بسیار ضروری است.

در واقع در کسب و کارها، شرکت ها . سازمان ها با ایجاد مدل مدیریت ریسک، به مدیران ارشد و مدیرعامل برای ساده سازی مسائل و تصمیم گیری بهتر کمک می کنند.

اجرای پروژه ها و راه اندازی کسب و کارها در دنیای واقعی با مدل مدیریت ریسک

در مدل مدیریت ریسک عوامل اساسی به ما کمک می کنند تا کسب و کارها و پروژه ها را در دنیای واقعی اجرا کنیم.
در اغلب موارد فرمول های اجرایی برنامه ها و پیشنهادها براساس موقعیت ها و شرایط ایده آل، برنامه ریزی شده است که در این برنامه ریزی ها، همه موارد براساس برنامه ریزی و بدون هیچ نوع خللی انجام خواهد شد.

این موضوع، ممکن است به دلیل مشخص نبودن و بهینه سازی پروژه ها نسبت به شرایط واقعی در زمان اجرای پروژه و یا شروع کسب و کار باشد.
در واقع ممکن است مدیران با در نظر گرفتن شرایط ایده آل، بدون ریسک های احتمالی، موجب تاکید بر اجرای پروژه یا راه اندازی کسب و کار در شرایط نامناسب شوند.
و این موضوع، ممکن است موجب فشار بر واحدهای شرکت و سازمان برای آماده‌سازی و «تجمیع» برنامه‌ها به صورت سریع برای تحویل پروژه و یا اجرای مدل کسب و کار شود و این معمولاً به معنای کوتاهی در مراحل تحلیل و برنامه ریزی پروژه است.

مسئولیت در نظر نگرفتن مدیریت ریسک

مدیران ارشد، ممکن است با فشار و اجبار از مدیران پروژه و یا مدیران واحدهای شرکت بخواهند که براساس جملات انگیزشی همچون “ما می توانیم” رفتار کنند و این موضوع انتقال مسئولیت، بدون در نظر گرفتن شرایط واقعی به سایر کارکنان خواهد بود.
اگر مدیر پروژه یا مدیری از واحدهای کسب و کار، با بررسی ها و تجزیه-تحلیل های مناسب و واقعی، زمان، هزینه و … مورد نیاز را برای انجام پروژه یا راه اندازی کسب و کار اعلام نمود و مدیر ارشد، میزان این هزینه ها، زمان و … را بدون دلیل کاهش داد، مسئولیت طولانی شدن زمان اجرا و یا افزایش هزینه ها و یا کاهش کیفیت با مدیر ارشد خواهد بود.

مدل مدیریت ریسک

مدل مدیریت ریسک در 5 مرحله

 

به طور مشابه، هر پروژه ای نیاز به محدوده و تعریف مشخص و کافی دارد، اما شرکت ها و سازمان ها به این هزینه ها تمایلی ندارند.
به‌عنوان سازمان‌های یادگیرنده، باید همواره با بررسی ها و تجزیه-تحلیل های مناسب، تأمین بودجه، زمان و … را برنامه‌ریزی کنیم. بار دیگر با تاکید اعلام می کنیم که مدیریت ارشد باید مسئولیت شکست پروژه را در جایی که نتایج تجزیه-تحلیل ها دست کم گرفته می شود و یا با سهل انگاری به آن ها توجه می شود، بپذیرد.

 

واحد مستقل خدمات مدیریت ریسک

واحد مستقل خدمات مدیریت استراتژی

خدمات مشاوره استراتژی

ادج استراتژی به عنوان نیاز روز

شرح مختصر:
مدل مدیریت ریسک ممکن است به عنوان یک فرآیند شامل زیر فرآیندهای متعددی باشد که در این مقاله مدل مدیریت ریسک با 5 زیر فرآیند آموزش داده می شود.

نویسندگان:
منبع: Jisc
ترجمه: BusinessTK

Keywords:

مدل مدیریت ریسک

فرآیند مدل مدیریت ریسک
برنامه ریزی مدیریت ریسک

 

صنعت داروسازی

صنعت داروسازی و 15 ایده تجاری سودآور حرفه ای

صنعت داروسازی و 15 ایده تجاری سودآور حرفه ای 15 ایده تجاری سودآور حوزه صنعت داروسازی آیا می خواهید در حوزه صنعت داروسازی ، کسب و...
فرآیند نوآوری

فرآیند نوآوری در 5 مرحله

فرآیند نوآوری در 5 مرحله   نوآوری نوآوری به معرفی کیفیت جدید از یک کالا یا کالای جدید، نوآوری بازار، روش تولید جدید، منبع...
[instagram-feed captionlinks=true]
آسیب های تیم کاری و 5 عارضه کار تیمی در سازمان

آسیب های تیم کاری و 5 عارضه کار تیمی در سازمان

آسیب های تیم کاری و 5 عارضه کار تیمی در سازمان

5 عارضه کار تیمی در سازمان

با مطالعه کتاب اختلالات تیم های کاری و آسیب های تیم کاری، می توان متوجه شد که چرا تیم های کاری خوب و موثر تقریبا نایاب هستند.
در این کتاب، برای بر طرف کردن موانع و آسیب های تیم کاری که موجب اخلال و عارضه کار تیمی در سازمان می شود، پیشنهادات مناسبی وجود دارد.

اما در ابتدا باید آسیب های تیم کاری و 5 عارضه کار تیمی در سازمان را بدانیم؛ این آسیب های تیم کاری عبارتند از:
1. فقدان اعتماد
2. ترس از تنش و تعارض
3. فقدان تعهد
4. اجتناب از مسئولیت پذیری
5. بی توجهی به نتیجه

آسیب های تیم کاری

آسیب های تیم کاری و 5 عارضه کار تیمی در سازمان

 

1. فقدان اعتماد

اعضای تیم هایی که اعتماد مناسب به یکدیگر ندارند، ضعف ها و اشتباهات خود را پنهان می کنند، از درخواست کمک تردید می کنند، در مورد نیات دیگران، نتیجه گیری می کنند، موجب به وجود آمدن کینه ها می شوند و از جلسات تیمی وحشت دارند.

2. ترس از تنش و تعارض

عدم اعتماد منجر به ترس از تنش و تعارض می شود. در این شرکت ها، کارکنان بیش از حل مشکلات، نگران سیاست و مدیریت ریسک شخصی خود هستند.
جلسات اغلب خسته کننده هستند زیرا از موضوعات بحث برانگیز اجتناب می شود.

3. فقدان تعهد

هنگامی که تیم ها از تنش و تعارض، اجتناب می کنند، ترس از شکست در آن ها ایجاد می شود. این تیم ها در تصمیم گیری مشکل دارند و خودشان را مرتبا محک می زنند.

4. اجتناب از مسئولیت پذیری

این تیم ها به دلیل محک های بیش از حد به خود و فقدان اهداف مشترک منجر به ناتوانی در توسعه استانداردهای عملکرد می شوند.
اعضای این تیم ها، ضرب الاجل ها را از دست می دهند و کارها و نتایج متوسطی را ارائه می دهند.

5. بی توجهی به نتیجه

وقتی تیم‌ها تمرکز و اهداف مشخصی ندارند، اعضای تیم، دچار رکود می‌شوند، حواسشان پرت می‌شود و روی خودشان تمرکز می‌کنند.

مهمترین عامل آسیب های تیم کاری

مهمترین عامل آسیب های تیم کاری و عارضه کار تیمی در سازمان، که موجب بروز سایر آسیب های تیم کاری می شود، فقدان اعتماد می باشد.
در حالی که فقدان اعتماد، عاملی است که ممکن است در هر زمانی در شرکت، اتفاق بیفتد، اطمینان از اعتماد در میان اعضای تیم شما در محیط کار امروزی، مهم‌تر از همیشه می باشد.

واحد مستقل خدمات مدیریت عارضه یابی و توسعه

خدمات مشاوره ساختار سازمانی

خدمات مشاوره عارضه یابی

آسیب شناسی به عنوان نیاز روز

شرح مختصر:
آسیب های تیم کاری و 5 عارضه کار تیمی در سازمان عبارتند از: فقدان اعتماد، ترس از تنش و تعارض، فقدان تعهد، اجتناب از مسئولیت پذیری، بی توجهی به نتیجه؛ این …

نویسندگان:
Patrick Lencioni
منبع:
EXECUTIVEAGENDA
ترجمه: BusinessTK

Keywords:
آسیب های تیم کاری
کار تیمی در سازمان
عارضه کار تیمی در سازمان

 

ساختار سازمانی شرکت های هلدینگ

ساختار سازمانی شرکت های هلدینگ و مادر تخصصی

ساختار سازمانی شرکت های هلدینگ و مادر تخصصی تعریف ساختار سازمانی ساختار سازمانی ابزار و بخش ضروری هر سازمانی است که به وسیله آن...
شهرک صنعتی اردستان

شهرک صنعتی اردستان استان اصفهان

شهرک صنعتی اردستان استان اصفهان مشاوره شهرک صنعتی اردستان استان اصفهان مشاوره مدیریت شهرک صنعتی اردستان مساحت کلی شهرک 18 هکتار...
[instagram-feed captionlinks=true]
تملک، خرید و ادغام موفق؛ چگونه در M&A پیروز باشیم؟

تملک، خرید و ادغام موفق؛ چگونه در M&A پیروز باشیم؟

تملک، خرید و ادغام موفق؛ چگونه در M&A پیروز باشیم؟

با توجه به بازار عظیم و  پر ارزش تملک، خرید و ادغام شرکت ها و سازمان ها در معاملات امروز، بسیار ضروری است که بدانیم چه عواملی برای تملک، خرید و ادغام موفق دو شرکت یا سازمان مختلف کارایی دارد و چه عواملی کارایی آنچان ندارد.

 

یکی از بزرگترین اشتباهاتی که مدیران اجرایی در مورد تملک، خرید و ادغام موفق مرتکب می شوند، این است که به صورت سطحی به بیانیه های استراتژیک شرکت هدف و مخصوصا بیانیه ماموریت آن توجه می کنند.

 

متاسفانه، در این توجه سطحی، مدیران اجرایی تصور می کنند که تطابق بیانیه ها کفایت می کند و بنابراین فرهنگ دوشرکت یا سازمان تطابق و همراستایی زیادی دارد.

 

شرکت ها ترکیب می شوند تا مزیت رقابتی ایجاد کنند.

پژوهش ها و تحقیقات ما نشان داده است، زمانی که تملک، خرید و ادغام با شکست مواجه می شود، دلیل اصلی آن این است که سازمان ها در غالب مواردی مانند: فرهنگ سازمانی و موضوعات سرمایه های انسانی، غفلت و یا چشم پوشی می کنند.

 

در واقع، شرکت ها و سازمان ها در این شرایط، به یکپارچه سازی این موضوعات نرم در فرآیند یکپارچه سازی سخت، توجه اندکی دارند.

 

با توجه به پژوهش انجام شده بین سال های 2010 تا 2017 و پاسخ مدیران اجرایی ، بیش از 50 درصد شرکت ها، زمانی که قصد ورود به تملک، خرید و ادغام را دارند، به صورت موثر، فرهنگ خود را مدیریت نمی کنند و به اهداف سینرژیک خود دست نخواهند یافت.

 

از آنجایی که با توجه به گزارش های Statistica،  ارزش عظیم تملک؛ خرید و ادغام، تنها در سال 2017، حدود 5 ترلیون دلار بوده است، بسیار ضروری است که بدانیم چه عواملی برای تملک، خرید و ادغام موفق دو شرکت یا سازمان مختلف، کارایی دارد و چه عواملی کارایی ندارد.

 

چرا موضوع تملک، خرید و ادغام مهم است؟

اکثر شرکت ها هم به روش های ارگانیک و هم به روش های غیر ارگانیک برای دستیابی به نتایج بهتر در صنعت یا خارج از صنعت، نیاز دارند.

تحقیقات و پژوهش های ما نشان می دهد که تقریبا 60 درصد شرکت های موفق، گزینه تملک، خرید و ادغام را در استراتژی های توسعه خود در نظر می گیرند.

این شرکت ها درآمد خود را نسبت به نرخ رشد بخش صنعتی خود افزایش مشهود می دهند و از عقب ماندگی رقبا، به صورت دوگانه سود و منفعت می برند.

 

شرکت های پیروز در M&A، چگونه رویکردی مناسب را برای توافق در نظر می گیرند؟

برای تحقق بخشیدن به پتانسیل کامل موجود، شرکت های با عملکرد مناسب،  برای به دست آوردن سینرژی30  تا 100 درصدی، چیزی بیشتر از پیش بینی ها  در موارد مختلف کسب و کار یا مدل های پشتکاری، تلاش می کنند.

 

مجریان برتر با هوشیاری و شناخت ریسک بالای این قراردادها، به توافقات بزرگ می رسند .

 

مدیران این شرکت های با عملکرد مناسب، متوجه شده اند که برای ارزش آفرینی در شرکت به افزایش درآمد و بهره وری سرمایه ای نیاز دارند و تنها با سینرژی کردن هزینه ها از طریق M&A نمی توان ارزش آفرینی کرد.

 

شرکت های با عملکرد مناسب، با احتیاط به معاملات بزرگ، برخورد می‌کنند و تشخیص می‌دهند که آن ها خطرناک هستند؛ و می دانند که معمولاً برای موفقیت نیاز به تغییر دارند و این تغییر معمولا 3 تا 5 سال طول می‌کشد تا سرمایه و درآمد، هم افزایی شود.

 

رویکرد برنامه ریزی شده، ممکن است به صورت سخاوتمندانه منجر به ایجاد ارزش شود و در مجموع، بازگشت سرمایه بیشتر و حتی اضافه تری برای سرمایه گذاران به ارمغان بیاورد.

 

چگونه شرکت های پیروز در تملک، خرید و ادغام می توانند یکپارچگی خود را حفظ کنند.

مدیران شرکت های با عملکرد مناسب،  متوجه شده اند که عوامل متعددی برای ایجاد یکپارچگی موفق وجود دارد و این عوامل در طول زمان در حال تغییر است؛ بنابراین آن ها متناسب با رویکرد یکپارچگی موجود، ابزار مناسب را انتخاب می کنند.

 

ابزارهای مناسب برای یکپارچگی در تملک، خرید و ادغام موفق

  • سرعت
  • فرهنگ
  • متناسب سازی

 

سرعت

یکپارچگی و ادغام حدودا بین 24 الی 36 ماه با حداقل فعالیت قبل از نهایی کردن معامله، طول می کشد؛ و می توان همراه با برنامه ریزی مناسب با سرعت بیشتری این کار را تا پیش از نهایی کردن معامله انجام داد.

 

فرهنگ

تا پیش از یکپارچگی و ادغام، غالبا توجه کمتری به آن می شود.

در حال حاضر، مدیران شرکت های موفق، نقش حیاتی، ضروری و ویژه فرهنگ را دریافته اند و می دانند که  عدم تناسب و همسویی فرهنگی و سازمانی عوامل مهم بیشتر یکپارچگی و ادغام های ناموفق می باشد.

 

بنابراین، مدیران این شرکت ها با اتخاذ رویکرد کمی و علمی عارضه یابی سازمانی انجام می دهند و ناسازگاری های فرهنگی را پیش از خارج شدن از ریل موفقیت در یکپارچگی و ادغام شناسایی می کنند.

 

این مدیران پس از انجام عارضه یابی سازمانی، در مواقعی که واقعا نیاز باشد، اقدامات عملیاتی برای همسویی بیشتر طرح ریزی می کنند.

متناسب سازی

شرکت‌ها از فرآیندها و دستورالعمل های  یکسانی برای هر یکپارچگی و ادغام استفاده می‌کردند. اما امروزه، شرکت های موفق متناسب با هر تملک، خرید و ادغام (M&A)، یکپارچی مناسب را برنامه ریزی و طرح ریزی می کنند.

و یادگیری این موضوع به آسانی به دست نیامده است.

 

با افزایش انواع معاملات، شرکت ها وارد قلمرویی ناآشنا می شوند. معاملات خریداران از قابلیت های اصلی خود دور می شود و یکپارچگی و ادغام را دشوارتر می کند.

 

شرکت های خریدار باید از منابع جدید ارزش استفاده کنند و استعدادهای جدید و اغلب فرهنگ متفاوتی را در خود ادغام کنند. در این شرایط، شرکت هدف – نه خریدار – ممکن است بسیاری از پاسخ‌های یکپارچه‌سازی را داشته باشد.

 

باید بدانیم که این چالش ها مستلزم تطبیق فرآیندهای یکپارچه سازی و دستورالعمل های مناسب برای موقعیت های خاص است.

 

 

 

واحد مستقل خدمات مدیریت ارزیابی و ارزش گذاری

 

واحد مستقل خدمات مدیریت عارضه یابی و توسعه

 

واحد مستقل خدمات مدیریت استراتژی

 

خدمات مشاوره استراتژی

 

خدمات مشاوره خرید، فروش و ادغام (M&A)

 

آسیب شناسی به عنوان نیاز روز

 

 

شرح مختصر:

تملک، خرید و ادغام با توجه به بازار عظیم و  پر ارزش آن برای شرکت ها و سازمان ها در معاملات امروز، بسیار ضروری است که بدانیم چه عواملی برای تملک، خرید و ادغام موفق دو شرکت یا سازمان مختلف کارایی دارد و چه عواملی کارایی آنچان ندارد.

 

نویسندگان:

Oliver Engert, Emily O’Loughlin

منبع: Mckinsey

ترجمه: BusinessTK

 

Keywords:

تملک، خرید و ادغام

تملک، خرید و ادغام موفق

ادغام و یکپارچگی

 

استراتژی نوآوری

استراتژی نوآوری و تقویت تجاری سازی در شرکت های کوچک تا متوسط

استراتژی نوآوری و تجاری سازی شرکت های SME  نقش تمرکز بر استراتژی های نوآوری در تقویت تجاری سازی محصولات و خدمات در شرکت های کوچک...
مجمع شرکت کارخانجات نساجی بروجرد

مجمع شرکت کارخانجات نساجی بروجرد 10 شهریور 1401

مجمع شرکت کارخانجات نساجی بروجرد 10 شهریور 1401   تصمیمات مجمع عمومی عادی به طور فوق العاده شرکت کارخانجات نساجی بروجرد 10...
شهرک صنعتی بزرگ شیراز

شهرک صنعتی بزرگ شیراز – استان فارس

شهرک صنعتی بزرگ شیراز - استان فارس مشاوره شهرک صنعتی بزرگ شیراز (جرسقان)   مشاوره مدیریت شهرک صنعتی بزرگ شیراز شهرک صنعتی...
استراتژی نوآوری

استراتژی نوآوری و تقویت تجاری سازی در شرکت های کوچک تا متوسط

استراتژی نوآوری و تجاری سازی شرکت های SME  نقش تمرکز بر استراتژی های نوآوری در تقویت تجاری سازی محصولات و خدمات در شرکت های کوچک...
نقش ساختار سازمانی

نقش ساختار سازمانی، استراتژی و تلاطم محیط در شرکت های مادر تخصصی

نقش ساختار سازمانی، استراتژی و تلاطم محیط در شرکت های مادر تخصصی تاثیر برازش استراتژیک بر عملکرد سازمانی با تاکید بر نقش میانجی...
نمایشگاه کاردستی و سرگرمی فرانکفورت

نمایشگاه کاردستی و سرگرمی فرانکفورت Creativeworld

نمایشگاه کاردستی و سرگرمی فرانکفورت Creativeworld نمایشگاه کاردستی و سرگرمی فرانکفورت (Creativeworld) 2023 نمایشگاه کاردستی و...
[instagram-feed captionlinks=true]
محیط کار ترکیبی و آزاد با سه مرحله

محیط کار ترکیبی و آزاد با سه مرحله

محیط کار ترکیبی و آزاد با سه مرحله

سه گام تا ایجاد یک محیط کار ترکیبی و آزاد

مترجم مریم مرادخاني
منبع HBR
منبع دنیای اقتصاد

از زمان شیوع کرونا در اوایل سال ۲۰۲۰، بسیاری از شرکت‌ها کارکنان خود را به دورکاری فرستادند تا گسترش این بیماری و خطرات آن در محیط کار را کاهش دهند.

حالا پس از گذشت بیش از دو سال، در شرکت‌هایی مثل اپل و گوگل، از کارکنان خواسته شده که به محل کار بازگردند و در واقع، حضور در محل کار به مدت چند روز در هفته، اجباری شده است.

همین امر باعث شده گفتمان‌ها درباره انعطاف‌پذیری و آزادی شغلی، کماکان ادامه و تکامل یابد. بعضی از شرکت‌ها در مورد اینکه کارمندهای‌شان در کجا باید کار کنند، موضعی قاطعانه دارند و همین، یک بار دیگر این سوال را در کانون توجه قرار داده که

«کارمندها در تعیین نحوه کار کردن‌شان، تا چه حد حق اظهارنظر دارند؟ آیا تصمیم با آنهاست که کی و کجا کار کنند یا سازمان باید این تصمیم را برای‌شان بگیرد؟»

محیط کار ترکیبی و آزاد

محیط کار ترکیبی و آزاد با سه مرحله

 

 

 

محیط کار ترکیبی و آزاد

حتی قبل از آنکه بازگشت کارکنان به محل کار در دوران پساکرونا به موضوع گفت‌وگوها تبدیل شود، نظرات بسیار متنوعی درباره بهترین رویکرد رهبران سازمان وجود داشت

و همین موجب شد شاهد طیف وسیعی از مقالات با تیترهای متفاوت باشیم، از «اجازه دهید کارکنان مکان، زمان و نحوه کار کردن را خودشان انتخاب کنند» تا «اجازه ندهید کارکنان، روزهای دورکاری‌شان را خودشان انتخاب کنند».
در این گفتمان متنوع، بعضی‌ها معتقدند رهبر سازمان باید روی نوع کار کردن کارکنان، کنترل داشته باشد. این افراد معمولا متهمند به اینکه نسبت به نیازهای کارکنان بی‌تفاوتند.

از سوی دیگر، افرادی که حامی کنترل کامل کارمند بر نوع کار کردن هستند، متهمند که نیازهای سازمان را در نظر نمی‌گیرند. در بسیاری از موارد اما، هر دو گروه با شکست مواجه می‌شوند.

اگر به کارمند اجازه دهیم مکان و زمان کار کردنش را خودش انتخاب کند و اگر این رویکرد را به درستی اجرا کنیم، هم تجربه کارمند ارتقا می‌یابد و هم رهبران سازمان، امکان پیش‌بینی و چارچوب لازم برای اتخاذ تصمیمات استراتژیک را به‌دست می‌آورند.

در اینجا ما یک نقشه راه ارائه می‌کنیم که به رهبران سازمان نشان می‌دهد چطور از فضای ادارات و تکنولوژی برای توانمندسازی کارکنان برای ایجاد چارچوب در برنامه کاری استفاده کنند، حتی اگر کارمند در انتخاب مکان و زمان کار کردن خود، آزادی کامل داشته باشد:

الف- کارکنان دوست دارند خودشان مکان و زمان کار کردن را انتخاب کنند.

گزارش سال ۲۰۲۲ موسسه تحقیقات جابرا درباره انواع کار ترکیبی (تلفیقی از حضوری و مجازی) نشان می‌دهد کارکنانی که در انتخاب مکان و زمان کار کردن خود، آزادی عمل کامل دارند تجربه شغلی بهتری نسبت به کارکنانی دارند که آزادی عمل‌شان محدود یا کم است. ما کارکنان را در سه گروه قرار دادیم

آزادی بالا، محدود یا پایین

آزادی بالا یعنی ‌من در انتخاب مکان و زمان کار کردن خود، آزادی کامل دارم و اگر بخواهم می‌توانم در محل کار حضور یابم.

آزادی محدود یعنی ‌من موظفم تمام‌وقت دورکاری کنم و حق انتخاب دارم که هر جا به جز در اداره، کار کنم. موظفم حداقل X روز در محل کار حضور داشته باشم اما خودم انتخاب می‌کنم که کدام روزها‌.

آزادی پایین یعنی ‌موظفم تمام‌وقت در اداره کار کنم‌‌. ‌من از خانه و حضوری کار می‌کنم اما روزهایش را آنها انتخاب می‌کنند (مثلا سه‌شنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها باید حضور داشته باشم و دوشنبه‌ها و چهارشنبه‌ها و جمعه‌ها باید از خانه کار کنم).

هشت معیار تعیین‌کننده تجربه کار عبارتند از:

• حس تعلق
• انگیزه
• بازدهی
• اعتماد به تیم
• اعتماد به رهبران سازمان
• حس تاثیرگذاری
• توازن میان کار و زندگی
• سلامت روان

وقتی از کارکنان پرسیدیم که نوع کار کردن‌شان (دورکاری یا حضوری یا ترکیبی) چه تاثیری بر جنبه‌های مختلف تجربه کاری‌شان دارد، افراد دارای آزادی عمل بالا از نظر هفت معیار، یعنی تعلق، انگیزه، بازدهی، اعتماد به تیم و رهبران، توازن و سلامت روان بیشترین امتیاز را به خود اختصاص می‌دادند.

در بعضی موارد، این ارقام ۲۰درصد بیشتر از افراد دارای آزادی پایین بود. اما حس تاثیرگذاری در هر سه گروه، تقریبا یکسان بود که در آینده رهبران سازمان باید راه‌هایی جایگزین برای افزایش این حس در کارکنان پیدا کنند، مثلا از طریق افزایش قدردانی یا پاداش‌دهی.

این روزها که جنگ بر سر استعدادهاست، تجربیات کارکنان به یکی از موضوعات اصلی تمرکز رهبران سازمان تبدیل شده. اعطای آزادی عمل به کارکنان در انتخاب مکان و زمان کار کردن‌شان می‌تواند بزرگ‌ترین عامل تاثیرگذار در ایجاد یک تجربه کاری بهتر باشد.

ب- انعطاف در انتخاب مکان کار کردن، کماکان یک اولویت رو به رشد خواهد بود.

تحولات دو سال اخیر، دلیل خوبی برای کارکنان بوده که در مورد اولویت‌های زندگی خود تجدید نظر کنند و بیشتر روی سلامت‌شان تمرکز داشته باشند. تحقیقات سال گذشته ما نشان داد که بخش اعظمی از کارکنان به انعطاف‌پذیری بیش از حقوق و سایر مزایا اهمیت می‌دهند.

انعطاف‌پذیری به آنها فرصتی داده که راه‌های جدیدتر و بهتری برای انجام کارشان، در محل دلخواه‌شان و با شرایط خودشان پیدا کنند. آنها معتقدند که روش‌های جدید کار کردن، ماندگار خواهند بود.

داده‌های اخیر ما بیانگر این است که از نظر بیش از ۶۰ درصد جوانان نسل Z و نسل هزاره، دفتر کار یعنی لپ‌تاپ، هدست و جایی که اینترنت پرسرعت فراهم باشد، در حالی که این رقم در میان کارکنان دو نسل قبل‌تر، کمتر از ۵۰ درصد است.

آینده کار در دستان این جوانان خواهد بود و طبیعی است که در این آینده، آزادی کار کردن از مکان دلخواه، به یک اولویت تبدیل خواهد شد.

ج- رهبران سازمانی نگران اعطای آزادی عمل به کارکنان در انتخاب محل کارشان هستند.
گرچه اعطای آزادی عمل به کارکنان مزایای بسیاری از جمله افزایش انگیزه و بازدهی دارد، اما بسیاری از رهبران کسب‌وکارها می‌ترسند حق انتخاب محل کار کردن را کاملا به کارمند واگذار کنند.

به‌هر حال، این رهبر سازمان است که باید تصمیمات مهم را بگیرد، از جمله در مورد زیرساخت‌های فیزیکی سازمان. رهبران سازمان حالا از خود سوالات مهمی می‌پرسند، از جمله اینکه:

• آینده کار در یک دنیای کار ترکیبی چه شکلی خواهد بود؟
• آیا باید بخشی از املاک و دفاتر خود را بفروشیم؟
• با میزها و اتاق‌های جلسات چه کنیم؟
• اگر نتوانم تعداد کارکنان حضوری را پیش‌بینی کنم، چطور نیازهای تکنولوژیک سازمان را تامین کنم؟

رهبران سازمان اگر بخواهند درباره عوامل موثر بر سرمایه‌گذاری در محیط کار و هزینه‌های سربار، تصمیم درست بگیرند، باید یک نمای کلی، پیش‌بینی‌پذیر و پایدار از برنامه کارکنان خود داشته باشند. آنها باید بدانند ساختمان‌ها، فضاها و تکنولوژی در آینده به چه شکل استفاده خواهند شد.

د- کارکنان به‌دنبال عادات، چارچوب و پیش‌بینی‌پذیری هستند.

ما موجوداتی هستیم که زود عادت می‌کنیم. در اکثر کارهایی که انجام می‌دهیم، به دنبال بالانس و چارچوب هستیم، حداقل میان کار و زندگی.

این پیش‌بینی‌پذیری است که به ما حس اطمینان می‌دهد و اجازه می‌دهد از زندگی، بیشترین بهره را ببریم و صرف اینکه کارمندها می‌توانند مکان و زمان کار کردن خود را انتخاب کنند، به این معنا نیست که از گرایش‌های غریزی انسانی دست کشیده‌اند.

انسان‌ها هنوز هم به دنبال ایجاد چارچوب و عادات در زندگی روزمره خود هستند چون این به آنها اجازه می‌دهد از زمان خود به شکلی بهینه استفاده کنند.

مثلا در تحقیقات ما، ۶۹ درصد کارکنان دارای آزادی بالا می‌گفتند که حتی اگر یک میز دائمی و مخصوص به خودشان در محل کار به آنها اختصاص داده نشده باشد، باز هم سعی می‌کنند هر روز در یک جای مشخص بنشینند و کار کنند.

این رقم در مورد کارکنان دارای عملکرد پایین، یکسان است و در مورد کارکنان دارای عملکرد محدود، تنها ۲ درصد کمتر است. پیش‌بینی‌پذیری، صرف‌نظر از میزان آزادی عمل کارمند، بسیار مهم است و در اینجا، حرف اول را می‌زند.

به همین شکل، اگر بدانید روز کاری‌تان به چه شکل است، این انگیزه‌ای برای آمدن به محل کار خواهد بود و احتمال آنکه کارمند، در محل کار حضور یابد، زیادتر است، اگر بداند چه چیزی در انتظارش است.

ما همچنین دریافتیم که همزمان با افزایش زمانی که یک کارمند در جلسات صرف می‌کند، تمایلش به محیط کاری خانه، بیشتر از اداره می‌شود و در واقع، کار در خانه را به فضای اداره ترجیح می‌دهد.

پس از پاندمی، بسیاری از کارمندها فضای خانه خود را طوری بازچینی کرده‌اند که مناسب کار کردن باشد و از سوی دیگر، بخش اعظمی از جلسات نیز به صورت آنلاین یا ترکیبی برگزار می‌شود، در حالی که اتاق‌های جلسات، دیگر مثل قبل بهینه نیستند.

به این‌ترتیب، بسیاری از کارمندها برای سبک کاری مجازی از خانه، کاملا مجهزند. چنین محیط خانه‌ای، برای کارمندها قابل‌پیش‌بینی و قابل اتکاتر است و می‌توانند با اطمینان بیشتری بگویند که روزشان به چه شکل خواهد گذشت در حالی که اگر به اداره‌ای بیایند که تجهیزات کافی برای کار مجازی را ندارد، امکان پیش‌بینی روز کاری کمتر خواهد شد.

در اینجا، رهبران سازمان در یک تنگنا قرار دارند. از یک‌سو، بسیاری از آنها تمایلی به تغییر بستر ادارات ندارند، مگر اینکه حضور کارکنان را اجباری کنند. از سوی دیگر، نمی‌توانیم از کارکنان انتظار داشته باشیم تمایلی به بازگشت به محل کار داشته باشند وقتی محیط خانه‌شان، بستر مناسب‌تری برای تعامل و کار مجازی است.

اگر محیط‌های ادارات از نظر این قابلیت‌ها به محیط‌های ریموت‌(مثل خانه) برسند، امکان پیش‌بینی عادت‌های کارکنان در رابطه با استفاده از محیط کار، آسان‌تر خواهد بود.

 

رهبری یک سازمان ترکیبی و آزاد

رهبران با یک استراتژی درست می‌توانند مزایای مرتبط با سلامت و اعتماد ناشی از حق انتخاب محل کار توسط کارکنان را افزایش دهند‌(هر دو مورد، نقش مثبتی در بازدهی کارکنان دارند) و در عین حال، خودشان قادر به اتخاذ تصمیمات مهم درباره زیرساخت‌های فیزیکی سازمان باشند.

مرحله اول سازمان محیط کار ترکیبی و محیط کار آزاد
فضاهایی ایجاد کنید که واقعا پاسخگوی نیازهای یک دنیای کار مجازی محور باشند. طبق داده‌های ما، کارمندها می‌دانند دسترسی داشتن به چندین مکان برای کار کردن تا چه حد ارزشمند است، هم از نظر افزایش بازدهی و هم از نظر حس تعلق به سازمان.

دو انگیزه اصلی کارکنان برای حضور در محیط کار، تمرکز و تعامل است که این دو ظاهرا در دو نقطه مقابل هم هستند. اما وضعیت فعلی ادارات در حدی نیست که کارمندها بتوانند این دو هدف را محقق کنند.

مثلا در گزارشی از بلومبرگ آمده که یکی از چیزهایی که به‌شدت روی اعصاب یک کارمند بود، این بود که در جلسه، صدای همکار بغل دستی‌اش، بازپخش می‌شد و او نمی‌فهمید در جلسه چه می‌گذرد.

چون روی محیط‌های کارجدید، فکر نشده، کارکنان مجبورند دنیای مجازی و حقیقی را طوری ترکیب کنند و ارزش هر دو، کاهش می‌یابد. کارمندها برای انجام کارهای نیازمند تمرکز و وظایف نیازمند تعامل، باید به فضاهایی دسترسی داشته باشند که عوامل مزاحم کاهش یابند و استفاده بهینه از ابزارهای مجازی به حداکثر برسد.

یکی از راه‌ها، ایجاد فضای عایق صدا و حریم بصری است. طبق داده‌های ما، کارمندها فضاهای دارای حریم صدایی را به حریم بصری ترجیح می‌دهند. به عبارت دیگر، ترجیح می‌دهند جایی کار کنند که نه صدایی بشنوند و نه صدای‌شان شنیده شود، به جای اینکه نه دیده شوند و نه کسی آنها را ببیند و این با عقل جور در می‌آید چون فضای عایق صدا، امکان تمرکز را فراهم می‌کند.

به‌علاوه، در محیط‌های تعامل مجازی، همیشه مشکل کیفیت صدا وجود دارد. تعامل در محیط ادارات رو به زوال است و این تا حدی به این علت است که تجربه کارکنان از دورکاری، بسیار بهتر است چرا که تکنولوژی‌ای که استفاده می‌کنند، بسیار متناسب با محیطی است که در آن قرار دارند.

ایجاد فضای‌ اداری برای کارکنان که به آنها امکان دسترسی آسان به محیط‌های مجازی را دهد، زندگی‌شان را آسان‌تر خواهد کرد و در نتیجه، عادت‌های کاری قابل پیش‌بینی و الگوهای به‌کارگیری از محیط کار در آنها شکل می‌گیرد.

مرحله دوم سازمان محیط کار ترکیبی و محیط کار آزاد
حس تعلق کاهش یافته در ادارات را با افزایش حس تعلق در محیط مجازی، جبران کنید.

سال‌ها، کارمندها میز و فضایی متعلق به خودشان در ادارات داشتند. این فضاها برای‌شان، افتخارآمیز بود. فنجان قهوه و عکس بچه‌های‌شان را روی میز می‌گذاشتند. اما با ترویج کار ترکیبی که کارکنان را مجاز به چند روز دورکاری می‌کرد، گرایش‌هایی مثل هات‌دسکینگ (hot desking) نیز به میان آمدند.

در بعضی شرکت‌ها، یک میز فقط متعلق به یک کارمند نبود، بلکه ممکن بود دو کارمند، در روزهای متفاوت حضورشان در اداره از آن استفاده کنند. حالا فضاهای کاملا شخصی دارند از بین می‌روند.

اما از سوی دیگر، کارکنان دوست دارند همیشه فضایی داشته باشند که بگویند «اینجا مال خودم است.» از هر ۱۰ نفر، ۴ نفر می‌گویند اگر یک فضای دائمی برای خودشان نداشته باشند، حس وفاداری و تعهد کمتری نسبت به سازمان خواهند داشت. چرا؟ چون حس تعلق و مالکیت محیط فیزیکی از آنها گرفته شده و چیزی جایگزین آن نشده است.

پس باید این حس را در فضای مجازی به آنها بدهیم. این به خصوص در مورد سازمان‌هایی صدق می‌کند که روش هاتدسکینگ را اعمال کرده‌ا‌ند. فضا یا میز کار، همان دارایی شخصی‌ای که از کارمند گرفته شده، باید با تکنولوژی‌های شخصی‌ای جایگزین شود که به او احساس تعلق در دنیای مجازی را دهد.

حال این سوال ایجاد می‌شود که چه نوع تکنولوژی‌هایی، حس تعلق و سهیم بودن را در کارمند افزایش می‌دهند؟ داده‌های ما حاکی از آن است که کاربران دستگاه‌های صوتی تخصصی، حس سهیم بودن بیشتری در جلسات دارند تا کسانی که از اسپیکر یا میکروفن جاسازی شده در لپ‌تاپ استفاده می‌کنند.

کاربران هدست‌های حرفه‌ای در جلسات مجازی، حس انزوای کمتری دارند و مشکلات صوتی کمتری را تجربه می‌کنند. اگر کارکنان بخواهند در محیط‌های مجازی احساس تعلق داشته باشند، باید به ابزارها و تکنولوژی‌هایی دسترسی داشته باشند که متناسب با آن محیط‌هاست.

مرحله سوم سازمان محیط کار ترکیبی و محیط کار آزاد

اجازه دهید کارمندها بالانسی را که متناسب با ریتم زندگی‌شان است انتخاب کنند.

حالا که زمینه ساختاری و تکنولوژیک فراهم شده، رهبران سازمانی باید روی ایجاد یک فرهنگ دارای آزادی عمل بالا تمرکز کنند. به این‌ترتیب، کارکنان هر سه عنصر لازم برای شکل‌گیری عادت‌های موثر را خواهند داشت.

به‌مرور، تصویری کلی از «متوسط اشغال فضا» پدید خواهد آمد. سپس رهبران سازمانی می‌توانند از این اطلاعات برای تعیین بالانس استفاده کنند و درباره دارایی‌های املاکی و تکنولوژی‌های سازمان، تصمیمات استراتژیک بگیرند.

وقتی رهبران سازمان به کارمندها آزادی انتخاب مکان و زمان کار کردن را می‌دهند، یک جورهایی به آنها سیگنال می‌دهند که «به شما اعتماد دارم که کاری که برایش استخدام شده‌اید را انجام می‌دهید». و این اعتماد، نتیجه مثبت خود را به شکل افزایش حس سهیم بودن و تعلق نشان خواهد داد.

کارفرمایان با ایجاد فضاها و تکنولوژی‌های مناسب، به کارمندها امکان ایجاد چارچوب‌های موثر را می‌دهند و در نتیجه، تجربه کارمندی را بهبود می‌بخشند و با اعطای آزادی عمل به کارکنان و پیروی از این نکات، نیروی کاری سلامت، شاد و با عملکرد بالاتر خواهید داشت که قادر به ایجاد بالانسی خواهند بود؛ به‌نفع خود و سازمان.

واحد مستقل مشاوره مدیریت

 

واحد مستقل خدمات مدیریت عارضه یابی و توسعه

خدمات مشاوره استراتژی

خدمات مشاوره ساختار سازمانی

خدمات مشاوره عارضه یابی

پسا کرونا به عنوان نیاز روز

شرح مختصر – محیط کار ترکیبی و آزاد در گزارش سال ۲۰۲۲ موسسه تحقیقات جابرا درباره انواع کار ترکیبی (تلفیقی از حضوری و مجازی) نشان می‌دهد کارکنانی که در انتخاب مکان و زمان کار کردن خود، آزادی عمل کامل دارند تجربه شغلی بهتری نسبت به کارکنانی دارند که آزادی عمل‌شان محدود یا کم است.

واحد مستقل مشاوره مدیریت

 

Keywords: محیط کار ترکیبی و آزاد ، محیط کار آزاد ،محیط کار ، محیط کار ترکیبی ، محل کار

بهای بی ‌تفاوت کردن کارکنان

بهای بی ‌تفاوت کردن کارکنان

 بهای بی ‌تفاوت کردن کارکنان

بهای بی ‌تفاوت کردن کارکنان

نویسنده: Rodd Wagner
مترجم: مهدی نیکوئی
برگرفته ازكتاب: مهره‌ها

منبع: دنیای اقتصاد

داستان بهای بی تفاوت کردن در یک شرکت

چند سال قبل با جمعی از مدیران یک شرکت دیدار داشتم که می‌خواستند درباره استراتژی خود برای افزایش مشارکت کارکنان صحبت کنند. شرکت آنها زیر فشار بود. ارزش سهام کاهش یافته بود. اعتبار نشان تجاری آنها نیز در حال سقوط بود و این خطر وجود داشت که به زودی محصولات کلیدی آنها مانند یک محصول عادی بازار تلقی شود.

آنها برای حفظ حاشیه سود، یک بار کارکنان را تعدیل کرده بودند. پس از آن، مدیریت به کارکنان گفته بود انتظار تعدیل‌‌های بیشتری ندارند. با این حال، طولی نکشید که پس از مشخص شدن گزارش‌های عملکردی و فشار هیات‌مدیره، شرکت دستور به پایان همکاری با جمع دیگری از کارکنان را صادر کرده بود.

جای تعجب نداشت که این شرایط و اقدامات به روحیه کارکنان باقی‌مانده آسیب زده بود. بسیاری از آنها شاهد اخراج همکاران ارزشمند خود بودند. برخی آینده‌‌ای برای شرکت نمی‌دیدند یا در کمترین حالت، نگران آینده شغلی‌‌شان بودند. در این میان، شرکت یک نظرسنجی از کارکنان خود انجام داد.


با آنکه بی‌‌شک برخی از افراد از روی ترس نظرات واقعی خود را اعلام نکرده بودند، بسیاری از آنها رک‌‌ و راست حرف‌‌هایشان را نوشته و گفته بودند که از اتفاقات رخ‌داده، خسته و فرسوده هستند. یکی از مدیران شرکت که در جلسه دوستانه مدیران ارشد در خارج از شرکت بود، از رک‌گویی کارکنان ناراحت شده بود.


او در حالی که ناهار مفصلی با پیش‌‌غذا و دسر میل می‌کرد، به بقیه مدیران گفت: «کارکنان بی‌‌تفاوت مانند سرطان هستند. باید آنها را (مثل عضو سرطانی بدن) قطع کرد.»

اظهارنظر او فقط به این دلیل غیرمعمول بود که بی‌‌پرده بیان شده بود. برخی از مدیران (که بهترین دفاتر شرکت را داشتند، سیاست‌های اجباری را تدوین می‌کردند و چند برابر زیردستان خود حقوق می‌گرفتند) از این ناراحت بودند که کارکنان آنها کاملا ارزان‌‌تر از کارکنان رقبا نیستند؛ حتی اگر در شرایط روحی نامساعدی باشند.


زمانی که یکی از مشاوران اشاره کرد که استفاده از «فعالانه بی‌‌تفاوت» هم اغراق‌‌آمیز و هم نادرست است، مدیران بیش از پیش به خشم آمدند.

کارکنان بی تفاوت

در بسیاری از متون مدیریتی، کارکنان «بی‌‌تفاوت» که در فعالیت‌‌های شرکت مشارکت داوطلبانه ندارند، ناشی از اشتباهات مدیریتی یا فضایی که آنها را ماشین و مهره می‌‌پندارد، دانسته نمی‌شود. حتی استفان استرن، از استادان مدیریت در این باره می‌‌نویسد: «نیروی کار بی‌‌تفاوت، قاتلی خاموش برای شرکت‌‌ها است.»

فعالانه بی تفاوت

موسسه پژوهشی گالوپ در توصیف کارکنان «فعالانه بی‌‌تفاوت» نوشته است که «مشغول نشان دادن نارضایتی خود هستند.» به ادعای این موسسه، چنین کارکنانی «هر روز» دستاوردهای همکاران مشارکت‌‌جوی خود را تضعیف می‌کنند. حتی شرکت آنلاین منابع انسانی گلوبوفورس نیز نگاه منفی به چنین کارکنانی دارد.


آنها توضیح می‌دهند که برای مواجهه با این خائنان باید «اقداماتی برای قدردانی از تلاش‌‌ها، مدیریت فرهنگ سازمانی و مدیریت استعدادهای سازمانی صورت گیرد.»

توصیف عجیب از کارکنان

در تحلیل آنها، پنج نوع نیروی کار بی‌‌تفاوت وجود دارد. نویسنده‌‌ای که خود را «متخصص منابع انسانی» و وبلاگ‌‌نویس می‌‌داند، بی‌‌تفاوت‌‌ترین دسته کارکنان را «تروریست‌‌های شرکتی» نامیده است. به گفته او، این دسته «کسانی هستند که می‌‌کوشند، تمام تلاش‌‌های شما را خراب کنند. هدف شما باید حذف آنها در نخستین زمانی باشد که در حال بمب‌‌گذاری در شرکت مشاهده‌‌شان کردید.»

چنین توصیفی از کارکنان سرخورده و فرسوده را باور می‌کنید؟ آیا او یک سرطان است؟ آیا او یک تروریست فرهنگ است؟ آیا نارضایتی خود را با اعتراض نشان می‌دهد؟ آیا به دنبال تضعیف و از بین بردن دستاوردهای همکارانش است؟ آیا واقعا مانند خائنان تاریخ است؟ مشخص است که نه.


او فقط خود را در شرایط روحی نامناسبی یافته است. در شرکت‌‌هایی که ماموریت‌‌ها و اهداف اجتماعی چندان مهم و اثرگذاری وجود ندارد، کم‌‌تفاوتی کارکنان شبیه خیانت یا بمب‌‌گذاری استعاری نیست. در بهترین حالت می‌توان آن را بی‌‌مسوولیتی دانست.

بیشتر افراد حتی در زمان بی‌‌انگیزگی و سرخوردگی بهتر از اینها هستند. همان‌طور که یکی از مدیران نکته‌‌سنج گفته است، «مساله این نیست که خودشان بخواهند بی‌‌تفاوت باشند.»

بهای بی ‌تفاوت کردن کارکنان

بهای بی ‌تفاوت کردن کارکنان

 

ایجاد تعهد در کارکنان

پژوهش‌ها نشان داده است، در شرکت‌‌هایی که مدیرانشان متوجه تغییر اصول کار شده‌‌اند و با منابع انسانی و کارکنانشان براساس اصول انسانی (و نه ماشینی) رفتار می‌کنند، تعهد کارکنان از هر نظر به بیشترین حد ممکن رسیده است.


تعهد به سختکوشی؟ تمایل به ادامه همکاری؟ برنامه داشتن برای ادامه همکاری؟ تمایل به سختکوشی برای مشتریان؟ جست‌وجوی راه‌هایی برای بهبود عملکرد خود؟ ارائه بهترین ایده‌ها و نظرات؟ پیشنهاد همکاری با شرکت به دیگران (به عنوان محیط مناسبی برای کار)‌؟ امتیاز کارکنان در تمام این موارد نه تنها بالا است، بلکه نزدیک به حداکثر ممکن است.

اما زمانی که یک شرکت طبق تغییرات صورت گرفته در دیدگاه‌های مردم رفتار نمی‌کند و اغلب نگاهی ماشینی به کارکنانش و مدیریت منابع انسانی دارد، این مولفه‌های انگیزش و مشارکت به تدریج کمرنگ می‌شوند. البته همه آنها با یک سرعت سقوط نمی‌کنند.

تمایل به ادامه همکاری و پیشنهاد شرکت به عنوان محیطی مناسب برای کار، نخستین قربانی‌‌های مدیریت ضعیف است. ایده‌های عالی و خلاقانه کارکنان و منابع انسانی نیز تقریبا با همان سرعت کاهش می‌‌یابد. با ادامه نزول شرایط، افتخار به شرکت کمتر شده و کارکنان تمایل به کار کردن در جاهای دیگر پیدا می‌کنند.


در نهایت نیز برای استعفا برنامه‌‌ریزی خواهند کرد. اما ویژگی غیرمنتظره‌‌ای که در بین بسیاری از کارکنان سرخورده دیده می‌شود، سخت‌کوشی بیشتر است. بسیاری از آنها عنوان کرده‌‌اند که اتفاقا به دنبال تلاش بیشتر و یافتن راه‌های بهتری برای انجام وظایف خود هستند.

بسیاری از آنها در پژوهش‌های ما عنوان کرده‌‌اند که همچنان به اهمیت کاری که سازمان آنها انجام می‌دهد، واقف هستند.


از طرفی نمی‌خواهند شرایط آنها باعث آسیب به مشتریان یا موکلان سازمان شود. البته در نهایت، ناکافی بودن حمایت، باعث فرسودگی آنها خواهد شد. یکی از کسانی که بالاخره تسلیم شرایط ضعیف کار شده بود، به تیم پژوهشی ما گفت: «حس نمی‌کنم به چالش کشیده شده‌‌ام. حس می‌کنم که کارم بی‌‌معنا و بیهوده است.»

چنین روحیاتی نشان از سطح بالایی از بلوغ، احساس مسوولیت و حرفه‌‌ای بودن کسانی دارد که شرکت‌‌ها و مشاورانشان آنها را «فعالانه بی‌‌تفاوت» می‌‌نامند. برخی از مشاوران نیز از بهای کارکنان بی‌‌تفاوت می‌گویند اما شاید بهتر است درباره بهای بی‌‌تفاوت کردن کارکنان و منابع انسانی بگوییم.


زمانی که قربانی متهم شود، احتمال بیشتری دارد که بر بی‌‌تفاوتی و مشارکت نکردن آنها افزوده شود، بسیاری از آنها تا روز استعفا تمارض به مشارکت کنند و سرخوردگی و دل‌‌مردگی به عمق شرکت رخنه کند.

واحد مستقل مشاوره مدیریت

 

واحد مستقل خدمات مدیریت ارزیابی و ارزشگذاری

واحد مستقل خدمات مدیریت عارضه یابی و توسعه

خدمات مشاوره ساختار سازمانی

خدمات مشاوره عارضه یابی

ادج استراتژی به عنوان نیاز روز

واحد مستقل مشاوره مدیریت

شرح مختصر – بهای بی ‌تفاوت کردن کارکنان و زمانی که قربانی متهم شود، احتمال بیشتری دارد که بر بی‌‌تفاوتی و مشارکت نکردن آنها افزوده شود، بسیاری از آنها تا روز استعفا تمارض به مشارکت کنند و سرخوردگی و دل‌‌مردگی به عمق شرکت رخنه کند.

Keywords: بهای بی ‌تفاوت کردن کارکنان ، کارکنان بی تفاوت، ایجاد تعهد در کارکنان ، مدیریت منابع انسانی، منابع انسانی

EnglishPersian