Select Page
ارزش گذاری شرکت ها

ارزش گذاری شرکت ها

ارزش گذاری شرکت ها

ارزشگذاری شرکتها

 

روشهای مختلفی برای ارزشیابی شرکتها وجود دارد که در این مقاله سه روش میلر مودیلیانی شامل value driver ، جریان های نقدی آزاد و ارزش افزوده اقتصادی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است .

در روش value Driver از شش عامل موثر ، چهار عامل مربوط به خط مشی و عملکرد مدیریت و دو عامل دیگر از طریق بازار تعیین می گردد .

مزایای ارزش گذاری شرکت ها

ارزیابی از ضروریات برنامه ریزی است. ارزیابی نه تنها در انتخاب استراتژی و ساختار مالی به مدیریت کمک می کند، بلکه نشان می دهد که چگونه استراتژی ها و ساختار مالی بر ارزش بازار سهام اثر می گذارد.

ارزیابی همچنین می تواند در تصمیم گیری های سرمایه گذاری اثر بخش باشد.

  • آیا تحصیل واحد جدید با ارزش متعارف انجام پذیرفته است؟
  • آیا واحدهای تابعه شرکت ایجاد ارزش می نمایند؟
  • کدام واحد باید فروخته شود، یا مورد تجدید ساختار قرار گیرد؟
  • این سؤالات و بسیاری مسائل دیگر از طریق ارزیابی پاسخ داده می شود.

ارزیابی به مدیریت کمک می کند تا درکی از پیشرفت خود در ایجاد ارزش بیابد، و از این طریق موفقیت یا شکست استراتژی ها و ساختار مالی جاری را بسنجد.

روش های مختلفی برای ارزیابی شرکت ها وجود دارد. در این مقاله سه الگویی که میلر و مودیلیانی ارائه نمودند، یعنی Valuc-Driver ، جریان های نقدی آزاد، و ارزش افزوده اقتصادی مورد بررسی قرار می گیرد.

ارزش گذاری شرکت ها

ارزش گذاری شرکت ها تابع شش عامل مهم است.

 

نظریه M & M

 در سال ۱۹۶۱، پروفسور مرتون میلر از دانشگاه شیکاگو و پروفسور فرانکو مودیلیانی از MIT، یک مدل بديع اقتصادی، برای ارزیابی شرکت ها ارائه نمودند.

اما متأسفانه مدیران به آن مطالب توجه نمی نمایند. میلر و مودیلیانی  (M&M) در مقاله انقلابی خود با عنوان “خط مشی تقسیم سود، رشد و ارزیابی سهام”، با استفاده از اصول اقتصاد خرد، فرمولی برای ارزیابی در ارتباط با شکل گیری قیمت و آربیتراژ بازار، استخراج کردند. آن ها ارزیابی را از مدل حسابداری، ضریب  P/E و سود هر سهم، و از این نقطه نظر که پرداخت های سود سهام، اساسا به نحوی تعیین کننده ارزش شرکت مذکور است، جدا نمودند.

میلر و مودیلیانی سه روش متفاوت ارزیابی ارائه کردند، و نشان دادند که در یک سری پیش بینی های یکسان، هر سه روش به نتایج همانندی منتج می شوند.

البته در حال حاضر یکی از این روش ها، « جریان های نقدی تنزیل شده به طور وسیع مورد استفاده قرار می گیرد.

در هر سه روش ارائه شده توسط  M & M، ارزش بازار واحد تجاری V برابر است با مجموع ارزش بازار کل بدهی ها D، و ارزش بازار حقوق صاحبان سهام E.

V = D + E

در یک واحد تجاری منفرد و یا یک واحد تجاری خصوصی، ارزش کل شرکت V، از اهمیت برخوردار است. در حالی که در یک واحد تجاری بزرگ، قیمت سهام بیشتر مورد علاقه می باشد.

برای بدست آوردن قیمت سهام در یک شرکت منفرد، ارزش بازار بدهی شرکت (و سایر ادعاهای مقدم بر ادعای سهامداران عادی) از ارزش کل شرکت، کسر می گردد و سپس ارزش حقوق صاحبان سهام عادی بر تعداد سهام منتشره تقسیم می شود

P = E/N

E = V-D

در ارزیابی یک واحد تجاری به سود هر سهم، جریان های نقدی هر سهم، یا سایر عایدات هر سهم توجه نمی شود، بلکه به سود خالص عملیاتی شرکت توجه می شود.

به عبارت دیگر سؤال اصلی این نیست که چگونه سهام عادی ارزیابی می شود، بلکه سؤال این است که چگونه واحد تجاری ارزیابی می گردد. در زیر به بررسی اولین روش ارزیابی می پردازیم.

مدلValue – Driver 

 در واقع ارزش شرکت ها، تابع شش عامل مهم است. چهار عامل، مربوط به خط مشی و عملکرد مدیریت می باشد. اما دو عامل دیگر از طریق بازار تعیین می گردد.

مجموعه این عوامل، توصیف کننده

  • حجم
  • ریسک
  • رشد
  • کیفیت
  • و تداوم و تأمین مالی

جریان های نقدی آزاد آتی یک واحد تجاری است.

 این عوامل نشان می دهند که چه مقدار از کل ارزش یک واحد تجاری ناشی از عملیات جاری، صرفه جویی های مالیاتی منتج از تامین مالی از طریق وام، و ارزش طرحهای آتی آن است. مدل Value – Driver بیشتر در بیان اساسی ارزیابی برای مدیران ارشد و افراد عملیاتی کلیدی مفید است، و کمتر به عنوان یک روش عملی برای ارزیابی به کار می رود.

ارزش عملیات جاری

در ارتباط با اجزاء مدل Value – Driver ، ابتدا به توصیف ارزش ذاتی عملیات جاری یک واحد تجاری که محدود به دارائی های موجود آن است، می پردازیم.

برای اندازه گیری ارزش فعالیت های جاری، فرض می کنیم که، سرمایه گذاری جدید محدود به مبالغی است که صرف جایگزینی دارائی های مستهلک شده، می گردد. ارزش های ناشی از سرمایه گذاری های افزون بر دارائی های مستهلک شده (رشد) در جزء سوم یعنی در ارزش طرح های آتی، ظاهر می شود. از این رو

اولا – سود عملیاتی خالص پس از کسر مالیات، رشد نمی کند و بدون هرگونه سرمایه گذاری خالص جدید، در سطح جاری باقی می ماند.

ثانيا – سود عملیاتی خالص جاری پس از کسر مالیات، همان جریان های نقدی آزاد قابل استفاده برای پرداخت بدهی واحد تجاری و توزیع سود بین سهامداران در هر یک از سال های آتی خواهد بود.

بنابراین، ارزش عملیات فعلی واحد تجاری می تواند از طریق تنزیل سود عملیاتی خالص پس از کسر مالیات(NOPAT)  با نرخ تنزیل (C) که جبران کننده ریسک تجاری است، بدست آید.

V=D+E=NOPAT/C

این روش ارزیابی، مشابه ارزیابی اوراق قرضه بدون سررسید است. اوراق قرضه مذکور، برای اولین بار در سال ۱۸۱۴ توسط حکومت انگلستان به منظور ایجاد پشتوانه برای بدهی هایی که در جنگ های ناپلئون واقع گردید، منتشر شد.

ویژگی اوراق قرضه بدون سررسید این است که اصل آن هرگز پرداخت نمی گردد، اما صادر کننده متعهد می شود که بهره را برای همیشه بپردازد.

فرض کنید که میزان بهره یک ورقه قرضه بدون سررسید برای هر یک از سالهای آتی ۱۰ پاوند باشد. اگر نرخ بهره وام بلند مدت در انگلستان ۱۰٪ در نظر گرفته شود، این ورقه قرضه بدون سررسید به مبلغ یکصد پاوند معامله می شود:

100£=100£/10%

حال فرض کنید که سود عملیاتی خالص یک واحد تجاری ۱۶۶۷ دلار است، این واحد تجاری بدهی ندارد. در صورتی که نرخ مالیات بر درآمد ۴۰٪ باشد، صورت سود و زیان این واحد تجاری به صورت زیر خواهد بود:  

 

بدهی وجود ندارد  

1667 $

0

سود عملیاتی خالص

هزینه بهره

1667 $

667 $

سود خالص قبل از مالیات

مالیات (40%)

1000 $ سود خالص پس از مالیات

 

سود خالص پس از کسر مالیات ۱۰۰۰ دلار است. از آنجایی که این واحد تجاری فقط از سرمایه سهامداران برای تأمین مالی استفاده نموده است، و بدهی ندارد، سود عملیاتی خالص پس از کسر مالیات (NOPAT)، نیز برابر ۱۰۰۰ دلار می شود.

اگر حسابداران دریافت ها و پرداخت های نقدی را در زمان واقعی ثبت نمایند، سود گزارش شده با NOPAT برابر خواهد بود.

فرض کنید، میزان سرمایه گذاری انجام پذیرفته در طی سال، معادل دارائی های مستهلک شده باشد. البته هزینه استهلاک از NOPAT کسر شده است. در این صورت این واحد تجاری توسعه نخواهد یافت و NOPAT هم رشد نخواهد کرد.

از آنجایی که در ترازنامه تغییری روی نمی دهد، آنچه که در صورت سود و زیان حاصل می شود، قابل پرداخت است. مبلغ ۱۰۰۰ دلار به دلیل عدم وجود بدهی، قابل پرداخت به سهامداران عادی است، و این همانند مثال مربوط به اوراق قرضه بدون سررسید می باشد.

با فرض اینکه سهامداران عادی با توجه به میزان ریسک تجاری واحد مذکور توقع بدست آوردن ۱۰٪ نرخ بازده داشته باشند، ارزش عملیات جاری این واحد تجاری بالغ بر ۱۰۰۰۰ دلار خواهد شد.

v=D+E = NOPAT /C

1000$ = D+E=1000$/10%

در این صورت، اگر بدهی وجود نداشته باشد، کل ارزش شرکت به دارندگان سهام عادی تعلق می گیرد. که با فرض وجود تعداد ۱۰۰۰ سهم عادی، قیمت هر سهم ۱۰ دلار خواهد بود.

بیان حسابداری ارزش اقتصادی

ارزش شرکت فوق را می توان با استفاده از اصطلاحات مدل حسابداری ارزش، بیان نمود. با توجه به اینکه سود هر سهم شرکت یک دلار است، ضریب P/E هر سهم عادی ۱۰ خواهد بود.

قیمت هر سهم = EPS  * (نسبت P/E)

توجه داشته باشید که با استفاده از مدل حسابداری، شرکت سهامش را به ده برابر سودش می فروشد، زیرا قیمت هر سهم ۱۰ دلار، و سود هر سهم ۱ دلار است.

در نتیجه، هر چند که مدل حسابداری، راه ساده ای برای بیان و مقایسه ارزش شرکت هاست، اما نمی تواند علت به وجود آمدن ارزش را توضیح دهد، و نیاز به مدل اقتصادی کاملا احساس می گردد.

صرفه جویی های مالیاتی ناشی از تامین مالی از طریق بدهی

بدهی به پنج دلیل، عملکرد یک شرکت را بهبود بخشیده و ارزش ذاتی آن را افزایش می دهد. مهمترین دلیل، صرفه جویی مالیاتی ناشی از پرداخت بهره است. برای توجیه مطلب توجه به این نکته ضروری است، که سرمایه مورد استفاده در هر شرکت، هزینه دارد. این هزینه با بازده مورد انتظار سرمایه گذار برابر است.

البته اگر تأمین مالی را سهامداران انجام دهند، نرخ بازده مورد توقع آن ها با بازدهی سرمایه در شرکت های با ریسک مشابه یکسان خواهد بود.

حال اگر بدهی را جایگزین حقوق سهامداران نمائیم، هزینه بهره مربوط به بدهی، که کاهنده مالیات است، جایگزین یک هزینه نامحسوس مربوط به حقوق صاحبان سهام خواهد شد. ارزش فعلی این صرفه جویی مالیاتی، ارزش شرکت را افزایش می دهد.

H4تجدید سرمایه گذاری با استفاده از اهرم مالی

با جایگزین کردن بدهی بجای حقوق صاحبان سهام، خاصیت بدهی به بهترین صورت، نشان داده می شود. اینکه گفته می شود، جایگزین کردن بدهی بجای حقوق صاحبان سهام، و نه استفاده از بدهی برای انجام یک سرمایه گذاری جدید، بدان علت است که فقط از آن طریق، منافع ناشی از بدهی، از تغییر در ارزش واحد تجاری به دلیل توسعه، متمایز می شود.

برای مثال، فرض کنید که مبلغ ۵۰۰۰ دلار با نرخ ۶٪ قرض گرفته شود. این پول صرف بازخرید ۵۰۰ سهم از هزار سهم شرکت، به ازاء هر سهم ۱۰ دلار می گردد.

در نتیجه از ۱۰۰۰ سهم اولیه شرکت، ۵۰۰ سهم باقی می ماند. با فرض اینکه سود عملیاتی خالص شرکت، در اثر این تغییر ساختار سرمایه تغییر نیابد و به مبلغ ۱۶۶۷ دلار باقی بماند، سود خالص به شرح زیر بدست خواهد آمد.

در این حالت نیز سود عملیاتی خالص پس از مالیات ۱۰۰۰ دلار است. زیرا NOPAT معیاری برای اندازه گیری سود ناشی از عملیات بوده، و استفاده کردن یا نکردن از وام، تأثیری بر آن ندارد.

واحد مستقل مشاوره مدیریت

 

 

 

نویسندگان:  

ویدا مجتهد زاده؛ دکتر علی جهانخانی

کلید واژه: 

منبع

سامانه نشر مجلات علمی دانشگاه تهران

نشریه

تحقیقات مالی

لینک چکیده مقاله Source link

واحد مستقل مشاوره مدیریت

 

 

مشاوره صنعت سرمایه‌گذاری، مالی، بانکداری و بیمه

خدمات مشاوره استراتژی

خدمات مشاوره خرید، ادغام و مشارکت(M&A)  

خدمات مشاوره قیمت گذاری

واحد مستقل خدمات ارزیابی و ارزشگذاری

واحد مستقل خدمات استراتژی

واحد مستقل خدمات مدیریت ریسک

 

 

شرح مختصر – ارزش گذاری شرکت ها تابع شش عامل مهم است. چهار عامل، مربوط به خط مشی و عملکرد مدیریت می باشد. اما دو عامل دیگر از طریق بازار تعیین می گردد. مجموعه این عوامل، توصیف کننده حجم، ریسک، رشد، کیفیت، تداوم و تأمین مالی جریان های نقدی آزاد آتی یک واحد تجاری است. این عوامل نشان می دهند که چه مقدار از کل ارزش یک واحد تجاری ناشی از عملیات جاری، صرفه جویی های مالیاتی منتج از تامین مالی از طریق وام، و ارزش طرحهای آتی آن است.

 

 

Keywords:  ارزش گذاری شرکت ها، ارزشگذاری شرکتها، نظریه M & M ، ارزش عملیات تجاری ، سرمایه گذاری

ارزش گذاری شرکت ها، ارزشگذاری شرکتها، نظریه M & M ، ارزش عملیات تجاری ، سرمایه گذاری

ارزش گذاری شرکت ها، ارزشگذاری شرکتها، نظریه M & M ، ارزش عملیات تجاری ، سرمایه گذاری

 

قیمت گذاری افشای اختیاری در بازار سرمایه

قیمت گذاری افشای اختیاری در بازار سرمایه

قیمت گذاری افشای اختیاری در بازار سرمایه

قیمت گذاری افشای اختیاری در بازار سرمایه ایران

سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان بر اساس اطلاعات منتشر شده در گزارش های اقتصـادی، مـالی و غیرمالی، تصمیم می گیرند.

اطلاعات برای تصمیم گیری

سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان در تصمیم هایشان، علاوه بر اطلاعـات مالی، اطلاعات غیرمالی مانند اطلاعات كاركنان، عملكرد اجتماعی و زیست محیطی و دارایی های نامشهود را دخالت می دهند. مدیران می توانند برای شفاف تر شـدن اطلاعـات، اطلاعـات مـالی و غیرمالی واقعیت های اقتصادی شركت را به طور اختیاری از طریق گزارشگری مالی افشا كنند.

گزارشگری مالی سنتی

پژوهش های سال های اخیر، نشان داده است چارچوب گزارشگری مالی سنتی توانـایی ارائـه اطلاعات كاملی از فعالیت های شركت را ندارد.

بر اساس شواهد تجربـی، اطلاعات مهمی مانند اطلاعات دارایی های نامشهود، مسئولیت اجتماعی و زیست محیطی شركت، سازوكارهای حاكمیت شركتی و چشم اندازهای آینده فعالیت های شـركت، در گزارشـگری سـنتی جایگاهی ندارد.

از این رو، در راستای رفع نقص های گزارشـگری سـنتی، انجمـن هـای حرفـه ای حسابداری، بورس های اوراق بهادار و شركت هـای رتبـه بنـدی بـین المللـی، بـا تـدوین الگوهـا و چارچوب هایی برای افشای اختیاری، به مدیران پیشنهاد كرده اند در حد امكان، نیازهای اطلاعاتی ذینفعان را به كمك آن ها برطرف كنند.

قیمت گذاری افشای اختیاری در بازار سرمایه ایران

در ایران نیـز پـژوهش هـایی در زمینـه افشـای اختیـاری صورت گرفته است كه برخی معیارهایی مانند پیش بینی سود مدیران، شاخص های پیشنهادی بوتوسان و معیـار جنسن را برای اندازه گیری افشای اختیاری به كار برده انـد و برخی دیگر فقط یكی از ابعاد افشای اختیاری همچـون سـرمایه فكـری و حسابداری اجتماعی را در بررسی افشـای اختیاری لحاظ كرده اند؛

قیمت گذاری افشای اختیاری در بازار سرمایه

قیمت گذاری افشای اختیاری در بازار سرمایه گوناگونی دارد كـه انـدازه گیـری آن بـر حسب الگویی جامع، می تواند نتایج كامـل و شـفاف تـری از اهمیـت افشـای اختیـاری در بهبـود شفافیت اطلاعاتی ارائه دهد.

افشای اختیاری در بازار سرمایه ایران

در حالیكه افشای اختیاری ابعاد گوناگونی دارد كـه انـدازه گیـری آن بـر حسب الگویی جامع، می تواند نتایج كامـل و شـفاف تـری از اهمیـت افشـای اختیـاری در بهبـود شفافیت اطلاعاتی ارائه دهد. سؤال اصلی پژوهش اینگونه مطرح می شود:

آیا افشای اختیاری مدیران از محتوای ارزشی و فزایندهای در بازار سرمایه ایران برخـوردار اسـت؟

تحقیقـات در ادبیـات افشـای اختیـاری نشـان می دهد مدیران در راستای پاسـخگویی بـه نیازهـای اطلاعـاتی ذینفعـان، بـا افشـای اختیـاری اطلاعات مالی و غیرمالی تلاش می كنند شفافیت اطلاعاتی را افزایش دهند و هزینه های ناشی از تضاد منافع بین مالكان و مدیران را كاهش داده و بر اتكاپذیری اطلاعات بیفزایند.

بر این اسـاس، انتظار می رود استفاده از اطلاعاتی كه مدیران به طور داوطلبانه افشـا مـی كننـد، بـه دلیـل كـارایی اطلاعاتی برای سرمایه گذاران مفید باشد.

یافته های این پـژوهش مـی توانـد بـرآوردی معقـول و منطقی از سطح افشای اختیاری مدیران و كارایی اطلاعـاتی آنـان ارائـه دهـد.

ایـن پـژوهش بـا به كارگیری الگوی جامعی از ابعاد گوناگون افشای اختیـاری در انـدازه گیـری افشـای اختیـاری و درونزا فرض كردن متغیر افشای اختیاری در ارزش گذاری شركت ها، چشم انداز جدیدی در بررسی محتوای ارزشی افشای اختیاری ارائه می دهد.

پیشینه پژوهش یكی از حوزه های مهم تحقیقات حسابداری كه در كانون توجه محققـان داخلـی و خـارجی قـرار دارد، بررسی محتوای اطلاعاتی داده های حسابداری است. هدف این نوع تحقیقات، بررسـی ایـن موضوع است كه آیا نوع خاصی از داده هـای حسـابداری ماننـد سـود حسـابداری، اطلاعـاتی بـه مجموعه اطلاعات در دسترس سرمایه گذاران می افزاید و آن هـا را در جهـت تصـمیم گیـری بهتـر رهنمون می كند؟

محتوای اطلاعاتی داده های حسابداری

این حوزه از تحقیقات با مطالعات بال و براون در سال 1968 و  بیور آغاز شد و پس از آن، رابطه متغیرهای حسابداری با ارزش بازار سهام شركت برای تحلیل كارایی اطلاعـاتی دادههای حسابداری بررسی شد. در این مدل، قیمت سهام شركت برحسب داده های مختلف حسـابداری توضـیح داده می شود.

 تحقیقات در حوزه محتوای ارزشی اطلاعات حسابداری نشان می دهد، محققان برای ارزیـابی سطح آگاهی بخشی اطلاعات حسابداری، از مدل اولسون(1995)، مدل استون و هریس(1996)، مدل كولینز و همكاران(1994) و ارزش شركت استفاده می كنند. در ادامه به برخـی از تحقیقـات انجام شده درباره محتوای ارزشی افشای اختیاری اشاره می شود.

گلب و زاروئین در سال 2002 به بررسی ارتباط بین افشای اختیاری و قدرت آگـاهی بخشـی قیمـت سهام پرداختند. این پژوهش از مدل كولینز و همكاران در سال 1994 به منظور سنجش قـدرت آگـاهی قیمت سهام بهره برده است.

یافته های پژوهش نشان داد، در شركت هـایی كـه قیمـت سـهام از قدرت تبیین بیشتری برای سودآوری آتی شركت برخوردار است، سطح افشـای اطلاعـات بیشـتر است.

لو، كورتنی و حسین در سال 2006 به بررسی اثر افشای اختیاری بر رابطه بین بازده سهام بـا سـود جاری و آتی شركت پرداختند. یافته های پژوهش نشان می دهد شـركت هـایی بـا سـطح افشـای اختیاری زیاد، اطلاعات بیشتری درباره عملكرد آتی در بازده كنونی سهامشان منعكس می كنند.

در پژوهش بنكهچ و پلنبرگ در سال 2008 اثر افشای اختیاری بر رابطـه بـین بـازده و سـود آتـی بررسی شده است. یافته ها نشان داد افشای اختیاری، اثری در بهبود رابطه بازده سهام و سود آتی شركت ندارد.

حسینی و واكر در سال 2009 گزارش های الكترونیكی شركت های انگلیسی را به منظور اندازه گیـری سطح افشای اختیاری اطلاعات چشم انداز آتی بررسی كردند و نتیجه گرفتند سطح زیـاد افشـای اختیاری اطلاعات، توانایی بازار برای پیش بینی قیمـت سـهام برحسـب تغییـرات سـود را بهبـود می دهد.

حسن جورجینی و روملی در سال 2009 در بررسی رابطه افشای اختیاری و اجباری در شركت هـای مصری دریافتند، بین افشای اختیاری و ارزش شركت هیچگونه رابطه معناداری وجود نـدارد، امـا بین افشای اجباری و ارزش شركت، رابطه منفی و معناداری برقرار است.

لی در سال 2010 به بررسی محتوای اطلاعاتی افشای اختیاری اطلاعات چشم انداز آتی پرداخـت و نتیجه گرفت، میزان افشای اطلاعات آتی با سودآوری آتی شركت رابطه مثبـت معنـاداری دارد و بازار از این اطلاعات برای تصمیم گیری بهره می برد.

وفایی، تیلور و احمد در سال 2011 به بررسی قیمت گذاری افشای سرمایه فكری برتر بـورس هـای استرالیا، هنـگ كنـگ، سـنگاپور و بریتانیـا پرداختنـد. آن هـا دریافتنـد افشـای سـرمایه فكـری در بورس های بریتانیا و هنگ كنگ، تأثیر مثبتی بر قیمـت سـهام شـركت هـا دارد و اسـتفاده از ایـن اطلاعات برای سرمایه گذاران مفید است.

آل. آكرا و جهانگیر علی در سال 2012 قیمت گـذاری افشـای اختیـاری در بـورس اردن را بررسـی كردنـد. آن هـا بـا كنتـرل اثـر درونزای افشـای اختیـاری بـر ارزش شـركت، از روش رگرسـیون دومرحله ای بهره بردند. یافته های آنان نشان رابطه مثبت و معناداری بین افشای اختیاری و ارزش شركت برقرار است.

وانگ و حسینی در سال 2013 به بررسی محتوای ارزشی افشای اختیاری اطلاعات چشم انـداز آتـی پرداختند. آن ها محتوای ارزشی افشای اختیاری را بر حسب توانایی قیمت سهام بـرای پـیش بینـی سود آتی ارزیابی كردند. یافته های پژوهش نشان داد سـازوكارهـای راهبـری شـركتی بـر سـطح افشای اختیاری اطلاعات تأثیر دارد و در این شركت ها، توانایی قیمت سهام برای پیش بینی سـود آتی بیشتر است.

سامدرام، استوارت، ویكارمانك و سیناكانو در سال 2014 محتوای ارزشی افشای سـرمایه انسـانی را در بورس مالزی بررسی كردند. یافته ها تأثیر مثبت افشای اختیاری سـرمایه انسـانی را بـر ارزش بازار شركت تأیید كرد.

مومن، عثمان و حسینی در سال 2015 محتوای ارزشی افشای اطلاعات ریسك را بررسـی كردنـد. شواهد نشان داد افشای اختیاری اطلاعات ریسك شركت به توانـایی بـازار در پـیش بینـی سـود سال های آتی كمك می كند.

خدامی پور و محرومی در سال 1391 به بررسی تأثیر افشای داوطلبانه اطلاعات بر مربوط بودن سود هر سهم پرداختند. آن ها سطح افشای اطلاعات را به كمك معیار جنسن اندازه گرفتند. نتایج نشـان داد افشای داوطلبانه، اثر معناداری بر مربوط بودن سود هر سهم ندارد.

پورحیدری و حسین پور در سال 1391 رابطه افشای اجباری و اختیاری را بـا ارزش شـركت بررسـی كردند. بر اساس یافته های آنان بین افشای اجباری و ارزش بازار سهام شركت ها، رابطه معناداری برقرار است؛ اما رابطه معناداری بین افشای اختیاری و ارزش بازار سهام وجود ندارد.

اسفه سالاری و زارعی در سال 1392 واكنش سرمایه گذاران به خالص دارایی هـای عملیـاتی و سـود عملیاتی غیرعادی را به كمك مدل فلتام و اولسون در شركت هـایی بـا تغییـر در افشـای اختیاری بررسی كردند. نتـایج نشـان داد مـدیران شركت هـایی كـه ارزش شركتشـان از جانـب سرمایه گذاران كم نمایی شده است، اقدام به افزایش افشای اختیاری اطلاعات كرده اند.

ولیپور و همكاران در سال 1393 به بررسی تأثیر افشای اختیاری بر مربـوط بـودن ارزش اطلاعـات حسابداری پرداختند و نتیجه گرفتند با افزایش سطح افشـای اختیـاری، مربـوط بـودن و محتـوای اطلاعاتی ارزش دفتری هر سهم افزایش می یابد؛ اما محتوای اطلاعاتی سود هـر سـهم در تمـام سطوح افشای اختیاری یكسان است.

پورحیدری و عرب آبادی در سال 1393 به بررسی رابطه تغییـرات قیمـت سـهام و افشـای اختیـاری مدیران پرداختند. محققان در این پژوهش، متغیر پیشبینی سود در بازه هفت روز پـس از اعـلام سود و زیان شركت را به عنوان افشای اختیاری اطلاعات در نظر گرفتند.

بررسی پیش بینـی هـای خوب و بد مدیران نشان داد مدیران برای حداكثرسازی قیمت سهام شركتشان، اخبار خوب را افشا كرده و اخبار بد را حفظ می كنند.

مهدوی، به پور و كاظم نژاد در سال 1393 به بررسی رابطه همزمان متغیرهای كیفیت افشا و عملكرد شركت های پذیرفته شده در بورس پرداختند. نتایج نشان داد شركت هایی كـه عملكـرد بیشـتری دارند، اطلاعات را با كیفیت بهتری افشا می كننـد و شـركت هـای بـزرگتـر، از كیفیـت افشـای اطلاعات مناسبتری برخوردارند.

مرور ادبیات پژوهش داخلی و خارجی نشان می دهـد سـرمایه گـذاران از اطلاعـات افشاشـده شركت ها در ارزشیابی سهام بهره می برند. در واقع، افشای اختیاری مدیران از محتوای اطلاعـاتی برخوردار است و كارایی اطلاعات حسابداری را افزایش می دهد.

واحد مستقل مشاوره مدیریت

               

نویسندگان

نازنین بشیری منش 1؛ علی رحمانی2؛ سید علی حسینیorcid 3؛ میر حسین موسوی4

1دانشجوی دکتری حسابداری، دانشکدۀ علوم اقتصادی و اجتماعی، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران

2دانشیار گروه حسابداری، دانشکدۀ علوم اقتصادی و اجتماعی دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران

3استادیار گروه حسابداری، دانشکدۀ علوم اقتصادی و اجتماعی دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران

4استادیار گروه اقتصاد، دانشکدۀ علوم اقتصادی و اجتماعی دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران

کلید واژه:

ارزش شرکت؛ افشای اختیاری؛ بازده سهام؛ قیمت سهام

منبع

سامانه نشر مجلات علمی دانشگاه تهران

واحد مستقل مشاوره مدیریت

نشریه

بررسی‏‌های حسابداری و حسابرسی

لینک چکیده مقاله Source link

 

مشاوره مدیریت صنعت سرمایه‌گذاری، مالی، بانکداری و بیمه

واحد مستقل خدمات حسابداری مدیریت

واحد مستقل خدمات ارزیابی و ارزشگذاری

واحد مستقل خدمات مدیریت ریسک

خدمات مشاوره قیمت گذاری

خدمات مشاوره مدیریت نوآوری

خدمات مشاوره خرید، ادغام و مشارکت(M&A)

ادج استراژی

محیط زیست

شرح مختصر – قیمت گذاری افشای اختیاری در بازار سرمایه گوناگونی دارد كـه انـدازه گیـری آن بـر حسب الگویی جامع، می تواند نتایج كامـل و شـفاف تـری از اهمیـت افشـای اختیـاری در بهبـود شفافیت اطلاعاتی ارائه دهد.

Keywords: قیمت گذاری افشای اختیاری در بازار سرمایه، بازار سرمایه ایران، بازار سرمایه، افشای اختیاری اطلاعات، مشاوره قیمت گذاری

تحقیقات بازاریابی B2B و الگوی خرید سازمانی

تحقیقات بازاریابی B2B و الگوی خرید سازمانی

تحقیقات بازاریابی B2B و الگوی خرید سازمانی

و الگوی خرید سازمانی

طراحی مدل ارزیابی تحقیقات بازاریابی صنعتی (B2B) با تاکید بر الگوی رفتار خرید سازمانی

بازاریابی

بازاریابی به عنوان یك رشته، بالاخص بازاریابی صنعتی به برخی چشم اندازهای نظری مختلف از حوزه هایی مانند نظریه سازمانی، تحلیل سیستم ها، علوم اقتصادی، روانشناسی، جامعه شناسی و انسان شناسی دست یافته است.

به عنوان محققان بازاریابی ما نه تنها به این چشم اندازهای متنوع دست می یابیم بلکه به طور مرتب و مکرر چشم اندازهای مختلف نظری را از داخل و خارج رشته های مدیریت و بازاریابی برای شناخت بیشترمان ترکیب می کنیم.

هر چند که، برای دستیابی به چنین شناخت نظری جدید و افزایش وابستگی تحقیقات بازاریابی b2b، ما باید از تصورات و گرایش های موجودیت شناسی مطلع باشیم که چنین چشم اندازهای نظری از آن بهره می برند.

آگاهی از اینکه رویکردهای نظری به لحاظ مفهومی چقدر برای پدیده های بازاریابی مورد نظر نزدیك و چقدر دور هستند و اینکه آنها از حیث خصایص مبنایی خود و ویژگی ها در ارائه توصیفات چقدر تطبیق پذیر هستند.

از تأثیر بسزایی بر کمکی که محققان در استفاده از چنین نظریه هایی می کنند، برخوردار است. اگر نگاهی به روش های سنتی بازاریابی مانند پیمایش ها، گروه های تمرکز و سایر روش های اندازه گیری نظرات مشتری داشته باشیم، خواهیم دانست که اهداف این روش های سنتی همانند روش های بازاریابی نوین نفوذ در ذهن مصرف کننده می باشد.

از طرفی شرایط پیچیده و پر رقابت محیط های کسب وکار امروز، شرکت های تولیدکننده در عرصه صادرات را ملزم کرده تا در جهت حفظ سودآوری و سهم بازار خود و عقب نماندن از مسابقه رقابت، دائماً شرایط در حال تغییر و تحول را به دقت زیر نظر بگیرند.

از طرفی یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر تصمیم خرید مصرف کنندگان  سازمانی، مؤلفه های مربوط به بازاریابی کیفیت و … از مهمترین عوامل تأثیرگذار در بین عناصر بازاریابی صنعتی می باشند. محققانی که در حال جستجوی ابعاد رفتار خرید سازمانی هستند اغلب نتایج گاهاً متضادی را گزارش کرده اند.

امروزه تولیدکنندگان فعال در امر صادرات بر این نکته اذعان دارند فرآیند تصمیم گیری خریداران از مباحث بسیار مهم در قلمرو بازاریابی صنعتی به ویژه در بخش خریدهای سازمانی قلمداد می گردد.

بنابراین بازاریابان نیازمند شناخت در خصوص مواردی از قبیل، چه محصولات و نام های تجاری ای برای خرید سازمانی معنی دارند، خرید سازمانی به چه طریقی خرید می کند و چه عواملی بر خرید و مصرف تأثیر می گذارد، می باشند. همچنین رفتار خرید سازمانی شامل مبادلات بین انسان ها می باشد.

به این معنی که افراد چیزی را که دارای ارزش هست به دیگری می دهند و در مقابل چیزی دریافت می کنند. افراد جوامع از گذشته سرگرمی گردش در محل بازار و پرس وجو در مورد محصولات بدون قصد خرید را داشته اند. اکثر مواقع، فروشندگان هیچ مشکلی با این موضوع ندارند چرا که آنها معتقد هستند که جلب رضایت مشتری بالقوه بخشی از استراتژی بازاریابی است.

بازاریابی B2b

در اوایل سال 1994مطالعات در زمینه رابطه بین خریدار و فروشنده صنعتی آغاز شد. روابطی که بین خریدار و فروشنده در بازارهای مصرفی و در بازرهای صنعتی شکل می گیرد، ماهیت متفاوتی دارند.

در بازرهای صنعتی بین طرفین معامله تعاملات کنش و واکنش قویتری نسبت به بازارهای مصرفی نیاز است. در این بازارها فرآیند خرید پیچیده تر است. زیرا علاوه بر ابعاد اقتصادی معامله، جنبه های رفتاری و تعاملات اجتماعی نیز از اهمیت بالاتری برخوردار هستند.

نگرش گذشته بازاریابی، بازاریابی بر مبنای معاملات بود، در حالی که امروزه، گرایش به بازاریابی رابطه مند است. بازاریابی رابطه مند به ایجاد مدیریت و ارتقای رابطه طولانی مدت، اعتمادسازی و روابط برنده – برنده بین طرفین تجاری و تبدیل این روابط به مزیت های رقابتی می پردازد.

با وجود این که مفاهیم اصلی بازاریابی مصرفی در بازاریابی صنعتی نیز قابل اجرا است، اما ترکیب بازار صنعتی کاملاً متفاوت است و نیروهایی وجود دارند که بر روی تقاضای صنعتی تأثیر دارند.

تحقیقات بازاریابی B2b

تحقیقات بازاریابی B2b

 

 

تحقیقات بازاریابی b2b

نگاهی گذرا به ادبیات مدیریت بازاریابی صنعتی نشان از این است که توسعه ی روابط بین خریدار و فروشنده، توأم با تعهد طرفین برای هر دو آن ها مفید است. فروشنده صنعتی می تواند از مشتریان به عنوان منبع ایده زایی و خلاقیت استفاده کرده و اطلاعات بازار را به دست آورد و محصولات و خدمات خود را با نیازهای مشتری تطبیق دهد.

خریدار نیز می تواند از تأمین طولانی مدت وسایل ضروری خود مطمئن باشد، به لحاظ اقتصادی خرید بهتر داشته و ساختار هزینه های خود را مدیریت کند، کارایی و سودآوری خود را افزایش دهد. فروشندگان در بازار صنعتی زمانی می تواند به موفقیت دست پیدا کنند که بتوانند رفتار خرید مشتریان را به خوبی درک کند.

نگرش رابط های در بازارهای صنعتی هم برای خریدار و هم برای فروشنده ارزش بیشتر و منافع دو جانبه خواهد داشت. بسیاری از بازاریابان صنعتی به دنبال بهبود روابط خود با مشتریان هستند تا بتوانند ارزش را در روابط تجاری برای فروش محصولات خود به وجود آورند.

بنابراین مدیران بازاریابی صنعتی باید به طور متفاوت به بازارهای در حال تغییر واکنش نشان دهند و محصولات را برای برآورده ساختن آن تغییرات توسعه دهند و آنها را برای مشتریان خبره و ماهر به طور کاملاً متفاوتی عرضه کنند.

بدون شك هرچقدر وضعیت بازرگانی کشورهای مختلف در عصر حاضر بیشتر مورد توجه قرار می گیرد، مشخص می شود که کشورهای زیادی به جرگه تولیدکنندگان و فروشندگان جهانی پیوسته اند و به زورآزمایی با دیگران می پردازند. ضمن اینکه برای آگاهی از رفتار خریداران سازمانی، بازاریابان باید به پرسش های نسبتاً دشواری پاسخ گویند.

بعضی از این پرسش ها عبارتند از این این که: خریدران درباره خرید چه نوع تصمیماتی می گیرند؟ ملاک و معیار سنجش آنها برای انتخاب فروشندگان چیست؟ تصمیم گیرندگان اصلی چه کسانی هستند؟ فرآیند تصمیم گیری به چه صورت است؟

عواملی که بر تصمیمات خرید سازمانی تأثیر می گذارند، کدامند؟ با توجه به موارد ذکر شده، الگوی رفتار خرید سازمانی تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار می گیرد. هدف این پژوهش طراحی مدل ارزیابی تحقیقات بازاریابی صنعتی B2B با تأکید بر الگوی رفتار خرید سازمانی می باشد.

 

بازاریابی صنعتی

B2B


بازاریابی صنعتی که به آن Business to Business  و یا Business Marketing یا Marketing، نیز گفته می شود Organizational Marketing عبارت است از بازاریابی کالاها و خدمات در ارتباط با سازمان های صنعتی. سازمان های صنعتی شامل شرکت های تولیدکننده، سازمان های زیرمجموعه دولت، سازمان های بخش خصوصی، مؤسسات آموزشی، بیمارستان ها، توزیع کنندگان، یا واسطه ها می باشند.

سازمان های صنعتی کالاها و خدمات را به منظور تأمین اهدافی چون تولید کالاها و خدمات، کسب سود، کاهش هزینه ها و غیره خریداری می کنند. برعکس بازاریابی کالاها و خدمات مصرفی عبارت است از بازاریابی کالاها و خدمات در رابطه با افراد، خانوارها و خانه دارها. بازاریابی صنعتی می تواند به عنوان عملکرد فعالیت های تجاری تعریف شود که فرآیند مبادله بین تولیدکنندگان و مشتریان سازمانی را تسهیل می نماید.

ماهیت بازاریابی صنعتی ایجاد ارزش برای مشتریان با کالاها و خدماتی است که اهداف و نیازهای سازمانی را بیان می کند. مبحث بازاریابی صنعتی در مواردی که دو طرف فرآیند مبادله سازمان ها هستند به میان می آید که به آن بازاریابی تجاری یا بازاریابی سازمانی نیز می گویند.

به عبارت دیگر بازاریابی صنعتی شامل تمام فعالیت های مورد بحث بازاریابی محصولات و خدمات برای سازمان هایی است که از کالاها و خدمات در تولید محصولات یا خدمات مصرفی یا صنعتی و همچنین برای تسهیل عملیات مؤسسات خود استفاده می کنند.

تفاوت بازاریابی صنعتی با بازاریابی مصرفی

بازاریابی صنعتی در مقایسه با بازاریابی مصرفی، تفاوت هایی دارد که در زیر به چند مورد آنها اشاره می گردد:

-1گرچه در بازاریابی صنعتی همانند بازاریابی کالاهای مصرفی، نیاز به شناخت بازارهای هدف و تشخیص نیاز این بازارها و طراحی محصولات و خدمات مناسب برای تأمین خواسته های بازار وجود دارد، اما باید توجه داشت که در مقایسه با بازاریابی مصرفی، بازاریابی صنعتی در حوزه مدیریت عالی قرار دارد.

2-در بازاریابی صنعتی، نقش خصوصیات و ویژگی های محصول بسیار مهم و حیاتی می باشد و عرضه کنندگانی که خصوصیات مورد نیاز مشتریان را تأمین ننمایند، مورد انتخاب واقع نمی شود.

3-در مقایسه با بازاریابی مصرفی، قیمت در بازاریابی صنعتی نقش جداگانه ای دارد. در بعضی موارد مشتریان صنعتی حاضر هستند قیمت بیشتری پرداخت نمایند. اما در عوض از تحویل به موقع و کیفیت محصولات خدمات اطمینان حاصل نمایند و حتی در موارد دیگری مانند مناقصه های خرید، قیمت نقش پر اهمیت تری دارد.
4-در بازاریابی صنعتی، بازاریاب باید بر این نکته واقف باشد که تقاضای کالاهای صنعتی از تقاضای مصرف کننده نهایی ناشی می شود. به عبارت دیگر تقاضا برای یك محصول بستگی به نحو استفاده از آن در ارتباط با محصولات دیگر است. لذا گاهی بازاریاب صنعتی سعی می کند با تبلیغات، تقاضای مشتری نهایی را تحریك کند تا بدین طریق تقاضا برای کالاهای صنعتی خود را افزایش دهد.

برند در بازاریابی صنعتی

به طور سنتی، تعاریف و مفاهیم برندسازی به طور محدودی در بازارهای صنعتی می توان مشاهده کرد. با این وجود، تحقیقات تجربی انجام شده در این اواخر، نه تنها اهمیت آن را تأیید می کنند بلکه تأثیر آن بر فرآیند تصمیم گیری در بازارهای صنعتی خیلی رسمی (زمانی که متخصصان آموزش دیده مسئول تصمیم گیری هستند) را آشکار می سازد.

علاوه بر این دنیای کسب وکار شاهد رشد چشمگیر و روزافزون از برندهای صنعتی از قبیل؛ اوراکل، آی.بی.ام. گوگل و سیسکو است. به زعم اکثر محققان، نتایج بدست آمده از بخش صنعت موجب افزایش اعتماد در این زمینه شده و در نهایت استدلال محققان این هست که برندسازی صنعتی موفق، می تواند عملکرد مالی و مزیت رقابتی سازمانی را افزایش دهد.

بنابراین سازمان ها در بازارهای صنعتی به طور فزآینده ای، استراتژی ها و سیاست هایی با هدف ایجاد و حفظ برند قوی را اجرا می کنند. در واقع «برندهای صنعتی قوی» امکان جای گیری محصولات در لیست پیشنهادی خریداران در طول فرآیند تصمیم گیری خرید صنعتی خود را افزایش می دهد.

همچنین می تواند سازمان را به حق العمل با قیمت بالا و دریافت مراجعات مطلوب، قادر سازد. مطالعه در زمینه برندسازی صنعتی به اهمیت برندهای قوی در ارائه ارزش به خریداران صنعتی با افزایش اعتماد به نفس آنها در طول فرآیند تصمیم گیری و در نتیجه کاهش ریسك اشاره دارد.

همچنین برندهای صنعتی می تواند عدم اطمینان خریداران را کاهش دهد و به تصمیم گیری واحد برای رسیدن به اجماع کمك کند. از این رو ایجاد و حفظ برندهای قوی به عنوان یکی از اهداف اصلی و بخش جدایی ناپذیر از استراتژی های بازاریابی یك سازمان در بازارهای صنعتی می باشد.

پس از چهار دهه از سپری شدن تحقیقات انجام یافته در خصوص برندسازی صنعتی، این رشته خاص به درجه بلوغ رسیده است و به عنوان یك زمینه منحصر به فرد از مطالعات بازاریابی تلقی می شود. بنابراین توجیهی برای نیاز به یكمطالعه فراتحلیلی در ادبیات برندسازی صنعتی فراهم می شود. به طوری که برای ارزیابی ساختار اساسی توسعه و تکامل در این زمینه از مطالعه دلایل زیر آورده می شود.

1-نقد و بررسی ادبیات برندسازی صنعتی، نه تنها یك دیدگاه جامع در این حوزه را ارائه می دهد بلکه یك نقطه شروع برای ساخت پایه نظری (تئوری مادر) مناسب برای محققان آتی در زمینه برندسازی صنعتی فراهم می سازد.

2-با توجه به بررسی های موجود از ادبیات برندسازی صنعتی که اغلب از روش های مبتنی بر روایت کیفی سنتی که بشر بر پایه قضاوت های شخصی خود استفاده می کرد، بکار می گیرند. در واقع استفاده از روش های کتاب سنجی، مکمل و تکمیل کننده مطالعات قبلی است.

3-توجه اندکی به نگارش کمی از تکامل برندسازی صنعتی به عنوان رشته تحصیلی صورت گرفته است.

مهمترین قسمت از روابط خارجی، روابط شرکت با عرضه کنندگان است که در ادبیات بازاریابی، زنجیره روابط B2B نامیده می شود. تغییر در رفتار خرید برخی شرکت ها، بسیاری دیگر را وادار کرد مبادله با شرکت های گوناگون را کاهش دهند و به همکاری با چند عرضه کننده محدود روی آورند.

امروزه شرکت ها باید تشخیص دهند که عرضه کنندگان و بازار B2B از مهمترین قسمت های تولید هستند و به کسب منافع توسط کار و فعالیت مشارکتی روی آورند. این امر موجب انعطاف پذیری  سیستم های تولیدی شرکت ها، افزایش کیفیت محصولات، کاهش هزینه ها و کاهش زمان تحویل می شود که نتیجه آن، بهبود موقعیت رقابتی شرکت از طریق ایجاد و ارائه ارزش برتر به مشتریان نهایی است.

به عقیده کوهن، آلپرت و پاپ، ارزش مشتق شده از برند B2B عدمتاً از طریق عملکرد محصول، یعنی ویژگی های عملکردی محصول است. این موضوع در ارتباط با این ایده است که فرآیند خرید در B2B نسبت به  احساسات منطقی تر است. در خرید هر محصول، خریداران نیاز به ویژگی های ملموس دارند تا بتوانند از آن برای توجیه تصمیم خود استفاده کند.

علاوه بر این در بازار B2B خریدار ارتباط با عرضه کننده را پیش نمی برد، با این حال این موضوع در بازار B2B اینگونه نیست، تحقیقات نشان می دهد 74 تا 33 درصد روابط B2B  بیشتر از 2سال طول می کشد.

ممیزی بازاریابی صنعتی

 ممیزی بازاریابی صنعتی را در شش حوزه مورد بررسی میتوان قرار داد.

محیط بازاریابی

 محیط بازاریابی شرکت شامل عوامل و نیروهایی خارج از بازاریابی است که توانایی مدیریت بازاریابی را برای ایجاد و حفظ روابط موفق با مشتریان هدف تأثیر قرار می دهد. به عبارت دیگر محیط بازاریابی شامل متغیرهای قابل کنترل و غیرقابل کنترلی است که بر روی بازار هدف تأثیر دارد که شامل مصرف کنندگان  یا خریداران تجاری است.

در ممیزی محیط بازاریابی، مشتریان و رقبا، مقررات دولتی و دیگر عوامل در سطح کلان مورد بررسی قرار می گیرند. ممیزی محیط بازاریابی، مستلزم تجزیه و تحلیل محیط حال و آینده شرکت با توجه به اجزای کلان آن است. هدف این ممیزی شناسایی روندهای با اهمیت تر به منظور تعیین چگونگی تأثیر آنها بر روی مشتریان، رقبا، واسطه های کانال توزیع و تأمین کنندگان است.

استراتژی و اهداف

 درباره چگونگی ارزیابی عوامل درونی، روندهای محیطی عمده کنونی و تغییرات در منابع شرکت سخن می گوید و به مواردی از قبیل؛ منطق اهداف شرکت، موقعیت رقابتی آن، روندهای عمده و مهم، منابع موجود، اعتبار و درستی استراتژی شرکت در سایه محیط پیشبینی شده و اعمال احتمالی رقبای اصلی، هدف گیری بخشهای بازار و تخصیص منابع در بین آن ها، جایگاه محصولات در مقابل محصولات رقبا و مزایای خواسته شده توسط مشتریان هدف می پردازد.

سازمان بازاریابی

 ممیزی سازمان بازاریابی، ساختار کلی شرکت، چگونگی سازمان دهی بخش بازاریابی و میزان هم افزایی بین واحدهای مختلف بازاریابی را می سنجد. در سطوح بالاتر ممیزی سازمان بازاریابی در ارتباط با روابط بین نواحی عملیاتی از قبیل بازاریابی و تولید و یا بازاریابی و تحقیق و توسعه است. این بخش از ممیزی تأکید زیادی بر چگونگی عملکرد شخصی مدیران بازاریابی دارد.

 

سیستم های بازاریابی

 سیستم بازاریابی برای اثربخشی مورد ممیزی قرار می گیرد. این ممیزی شامل اطلاعات بازاریابی و سیستم های برنامه ریزی و کنترل است که فعالیت های بازاریابی را حمایت می کنند. کاهش اندک در تأمین اطلاعات، مورد بررسی قرار می گیرد؛

سیستم برنامه ریزی بازاریابی از نظر صحت، به موقع بودن (آیا آن ارزیابی ها را زمانی که مدیران به آن نیاز دارند فراهم می کند؟) و پوشش (آیا سیستم متغیرهای کلیدی تأثیرگذار بر روی عملکرد شرکت را ارزیابی میکند؟) مورد ارزیابی قرار می گیرد.

بهره وری بازاریابی

ممیزی بهره وری بازاریابی شامل؛ تجزیه و تحلیل سودآوری و سهم دستورهای مختلف سازمان با تجزیه و تحلیل اثربخشی هزینه به منظور شناسایی نواحی ای که هزینه های آنها بیشتر از عایدی آن ها است. ممیزی بهره وری بازاریابی در جستجوی پاسخ به سؤالاتی از قبیل این که چگونه هر یك از حوزه های عملکردی از نابعی مانند منابع انسانی، پول و تسهیلات استفاده می کنند، است.

وظایف بازاریابی

در ممیزی وظایف بازاریابی اعمال بازاریابی از قبیل توسعه محصول، مدیریت نیروی فروش، مزایده ها، حمل و نقل، ترفیع و دیگر موارد بر مبنای عملکرد مالی مورد بررسی قرار می گیرند. ممیزی وظایف بازاریابی عناصر آمیخته بازاریابی را به طور دقیق بررسی می کند: محصولات و خدمات ارائه شده، قیمت، سیستم توزیع بکار گرفته شده، تلاشهای نیروی فروش، تبلیغات، ترفیع و روابط عمومی.

واحد مستقل مشاوره مدیریت

 

دانلود pdf کامل مقاله

نویسندگان:   اسگندری کریم*, بیگلو لیلا

* گروه مدیریت دولتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

کلید واژه:   بازاریابی بازاریابی صنعتی خرید صنعتی رفتار خرید سازمانی

 

منبع

مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی

نشریه مديريت بازاريابي

لینک چکیده مقاله

Source link

واحد مستقل مشاوره مدیریت

 

EnglishPersian