Select Page
استراتژی قیمت گذاری یا بهینه سازی قیمت ها

استراتژی قیمت گذاری یا بهینه سازی قیمت ها

استراتژی قیمت گذاری یا بهینه سازی قیمت ها

آیا شرکت شما هم از استراتژی قیمت گذاری پیچیده ای استفاده می کند؟

استراتژی قیمت گذاری تقلیدی

از آنجا که فروشگاه های اینترنتی، هزاران بار قیمت های خود را در طول روز تغییر می دهند، وسوسه برانگیز است که شما هم این رفتار را تقلید کنید و تا آنجا که ممکن است و می توانید قیمت های محصولات و خدمات خود را پویا و دینامیک در نظر بگیرید.

تعادل هنر و علم در قیمت گذاری

هنر و علم قیمت گذاری، همواره تعادل ظریفی داشته است اما امروزه این موضوع بسیار چالشی شده است؛ زیرا مشتریان و خریداران به راحتی و با چند کلیک می توانند قیمت های شما را با دیگران مقایسه کنند و در واقع اطلاعات محصولات و خدمات رقابتی، همواره در اسکرین گوشی مشتریان وجود دارند.

استراتژی قیمت گذاری

استراتژی قیمت گذاری یا بهینه سازی قیمت ها

 

مصرف کنندگان و مشتریان بسیار آگاه تر شده اند و وفاداری آن ها نسبت به گذشته بسیار متزلزل تر شده است. در این شرایط برای ادامه دادن، خرده فروشان باید قیمت گذاری را متناسب با تغییرات همیشگی در محیط اطراف، مدیریت کنند.

تغییرات موثر بر استراتژی قیمت گذاری
این تغییرات همیشگی عبارتند از:
– ورودی های متغیر لحظه ای
– تغییرات مداوم و آنی در موجودی انبارها
– موقعیت ها و جایگاه های مناسب
– ترجیحات و اولویت های خریداران
– داده های رفتاری رقبا

به همین دلیل اگر خرده فروشان به مسائل فوق بی توجه باشند، ریسک بزرگ و قابل توجهی برای از دست دادن سرمایه خود در قیمت گذاری و پروموشن خواهند داشت؛ و این موضوع موجب تعاملات غلط و اشتباه می شود.

زیرا فقدان قابلیت تجزیه و تحلیل، پیش بینی نامناسب و به موقع و یا پیگیری افزایش حاشیه سود در پروژه ها، مقدمات بروز این ریسک ها و ضرردهی های فراوان دیگر هستند.

هوش مصنوعی برای بهینه سازی قیمت

به همین دلیل کاربرد هوش مصنوعی (AI)، برای بهینه سازی قیمت گذاری به صورت روزافزون مشاهده می شود و بنا بر پیش بینی ها، مجموعه هزینه انواع هوش مصنوعی تا انتهای سال 2022 برای خرده فروشان جهان، به حدود بیش از 7 بیلیون دلار خواهد رسید.

حتی خرده فروشان قدیمی و بزرگی همچون Kohl’s و Walmart بر روی نرم افزارهای قیمت گذاری خاصی، سرمایه گذاری کرده اند که با هوش مصنوعی کار می کنند؛ زیرا انتظار دارند که این روش قیمت گذاری، موجب افزایش فروش و بهینه سازی حاشیه سود آن ها خواهد شد.

از آنجا که اکثر خرده فروشان در حال رقابت هستند تا بازگشت سرمایه مورد انتظار خود را ایجاد کنند. با این حال، فراوانی با از بین بردن راه اندازی های گران و رجوع به مسیر قدیمی تصمیم گیری، جریان را معکوس کرده است.

سوال اصلی این جاست که کدام راه درست است؟

بهینه سازی قیمت گذاری

بهینه سازی قیمت ها بر این اساس است که مطمئن باشیم بر مبنای یک جواب تحلیلی صحیح، رفتار کرده ایم؛ اما در بیشتر مواقع، براساس اهداف و اینکه چگونه قیمت گذاری بر تصمیم گیری های کلی کسب و کار شما تاثیر می گذارد، بیشتر از یک جواب صحیح برای این مسائل وجود دارد.

با این حال که می دانیم بهینه سازی قیمت ها مطمئنا پشتیبانی و مشاوره مناسب در اختیار ما می گذارد(پروژه ها و موارد موفق و متعددی در این زمینه وجود دارد)، اما استراتژی قیمت گذاری مناسب مبتنی بر پژوهش و تحقیقات علمی نیز ضروری است و یکی از اجزای اصلی مدیریت قیمت گذاری می باشد.

در نهایت باید به این نکته توجه داشته باشیم که مدیریت قیمت گذاری یکی از موضوعات پیچیده هر سازمان و شرکتی است که باید در آن مرچندایزینگ، برنامه بازاریابی و عملکرد و عملیات فروشگاه ها را نیز در نظر گرفت.

تفاوت مدیریت استراتژی قیمت گذاری و بهینه سازی قیمت گذاری

مدیریت قیمت گذاری عبارت است از قیمت گذاری براساس اطلاعات ورودی از قبیل:
– هزینه ها
– تامین مالی فروشنده ها
– قیمت های رقبا
– قوانین مربوط به خدمات و محصولات
– و …

از طرف دیگر، بهینه سازی قیمت گذاری، فرآیند محاسبات و یافتن بهترین قیمت مناسب و بهینه برای هر محصول و خدمت براساس داده های قبلی است.

مدیریت قیمت گذاری را باید بر مبنای استراتژی های قیمت گذاری انجام داد اما بهینه سازی قیمت ها تمایل به بررسی و حل مسائل کوتاه مدت دارد و بر روی حاشیه سود، متمرکز می باشد.

جواب سوالاتی از قبیل موارد زیر در حوزه مدیریت استراتژی داده می شود:
– چگونه قیمت گذاری متناسب با ارزش پیشنهادی می شود؟
– چه میزان باید نسبت به رقبا بهتر باشیم؟
– قیمت گذاری های روزانه چه تاثیری دارد؟
– پروموشن ها و نشانه گذاری ها چه تاثیری بر قیمت گذاری دارند؟
– و …

از طرف دیگر بهینه سازی قیمت گذاری، اغلب دستیابی به اهداف درازمدت را غیرممکن می سازد و موجب تاثیرات ادراکی می شود.

به این معنی که در زمان افزایش قیمت و مدیریت حاشیه سود، باعث ایجاد بایاس ها و جانب داری های متعدد در تصمیم گیری می شود؛ و ریسک انحراف از هدف اصلی مبتنی بر تفکر توسعه و رشد را افزایش می دهد.

مدیریت استراتژی قیمت گذاری مناسب یا نرم افزار قیمت گذاری؟

باید در نظر داشته باشیم که مدیریت قیمت گذاری، فعالیتی مداوم و همیشگی با ساختاری شخصی سازی شده و مشخص است که عوامل مختلف ذهنی را در بر می گیرد؛ اما از طرف دیگر بهینه سازی قیمت گذاری، معمولا رویکردی ناقص است که نمی تواند جایگزین استراتژی های مناسب برای دستیابی به اهداف طولانی مدت شود.

نرم افزارهای قیمت گذاری، زمانی که بر مبنای اصول اساسی استراتژی قیمت گذاری اجرا شوند مفید واقع خواهند شد اما مطمئنا به استراتژی قیمت گذاری مشخص و سیستم ها و روش هایی که به خوبی برای مدیریت دسته های محصولات و خدمات طراحی شده اند، نیاز خواهد داشت.

واحد مستقل خدمات مدیریت استراتژی

واحد مستقل خدمات مدیریت ریسک

خدمات مشاوره قیمت گذاری

خدمات مشاوره استراتژی

خدمات مشاوره مدل کسب و کار

خدمات مشاوره توسعه کسب و کار

ادج استراتژی به عنوان نیاز روز

شرح مختصر:
استراتژی قیمت گذاری و مدیریت قیمت گذاری، فعالیتی مداوم و همیشگی با ساختاری شخصی سازی شده و مشخص است که عوامل مختلف ذهنی را در بر می گیرد؛ اما از طرف دیگر بهینه سازی قیمت گذاری، معمولا رویکردی ناقص است که نمی تواند جایگزین استراتژی های مناسب برای دستیابی به اهداف طولانی مدت شود.

نویسنده:
Filip Nemeth
منبع: AlixPartners
مترجم: BusinessTK

Keywords:
استراتژی قیمت گذاری
مدیریت قیمت گذاری
بهینه سازی قیمت گذاری
نرم افزار قیمت گذاری
قیمت گذاری با هوش مصنوعی

تحقیقات بازاریابی B2b

تحقیقات بازاریابی B2B و الگوی خرید سازمانی

تحقیقات بازاریابی B2B و الگوی خرید سازمانی و الگوی خرید سازمانی طراحی مدل ارزیابی تحقیقات بازاریابی صنعتی (B2B) با تاکید بر...
ابعاد ساختار سازمانی

ابعاد ساختار سازمانی، ایمنی و بهداشت در صنایع سنگ

ابعاد ساختار سازمانی، ایمنی و بهداشت در صنایع سنگ بررسی رابطه بین ابعاد ساختار سازمانی و وضعیت ایمنی و بهداشت در صنایع سنگ...
This error message is only visible to WordPress admins

Error: No connected account.

Please go to the Instagram Feed settings page to connect an account.

قیمت گذاری متعادل مدلی برای ترید مارکتینگ B2B

قیمت گذاری متعادل مدلی برای ترید مارکتینگ B2B

قیمت گذاری متعادل مدلی برای ترید مارکتینگ B2B

Business To Business

سازمان های B2B (Business to Business) همواره با تعیین قیمت مناسب برای محصولات و خدمات، دست و پنجه نرم می کنند و این موضع به میزان بسیار زیادی می تواند سود آن ها را تغییر دهد.

قیمت گذاری متعادل B2B

بر اساس پژوهش ها، بهینه کردن قیمت محصولات و خدمات در شرکت های B2B، تا 15 درصد سود شرکت را افزایش می دهد.

تردید مارکتینگ B2B

دینامیک خاص و بی همتای سیستم های B2B، موجب می شود تا اکثر مدیران به این باور برسند که قیمت گذاری کاری بسیار پیچیده است و یا این موضوع مسئله ای آنچنان حساس است که نمی توان به راحتی به این موضوع وارد شد و قیمت ها را تغییر داد.

به همین دلیل قیمت گذاری متعادل همواره در انتهای لیست دستور جلسه مدیران ارشد سازمان ها و شرکت ها قرار می گیرد.
لیست دستور جلسه ای که در آن بیشتر به رشد حجم فروش و سهم از بازار در ترید مارکتینگ B2B و یا کاهش هزینه ها پرداخته می شود.

با وجود تمامی این مسائل، بازدهی و سود B2B تا کنون نیز بسیار زیاد بوده است. در مطالعه ای سازمان KEARNEY، بر روی بیش از 1600 شرکت در 5 کشور انجام داده است می توان دریافت که با بهینه کردن قیمت گذاری و قیمت گذاری متعادل می توان سود ناخالص را در طول 3 سال به صورت میانگین 15 درصد افزایش داد.

در این مقاله قصد داریم تا ابزار ویژه و خاص قیمت گذاری متعادل محصولات و خدمات برای رویارویی با چالش مارکتینگ B2B در سازمان های B2B معرفی کنیم.

قیمت گذاری متعادل

قیمت گذاری متعادل ابزاری است که قانون قدیمی “تفرقه بینداز و حکومت کن” را بازنگری می کند و زیر سوال می برد.

اکوسیستم فروشنده، بازار و خریدار

پیچیدگی سازمان های B2B و ترید B2B و معاملات مربوط به آن را می توان به 10 عامل مهم در اکوسیستم فروشنده، بازار و خریدار تقسیم بندی کرد:

– فروشنده

1. هزینه های اولیه
2. هزینه های مبدل و ثانویه
3. خصوصیات محصول و خدمات
4. هزینه حمل و نقل

– بازار

5. رقابت
6. محصولات و خدمات جایگزین

– خریدار

7. روابط استراتژیک
8. نیاز سفارشی سازی
9. حجم سفارشات، فوریت و تحویل
10. عوامل مالی و اعتباری

در حالی که ساختار فراگیر قیمت گذاری، تغییرات و نوسانات در این عوامل را می توان در 2 سطح زیر تقسیم بندی کرد:
– تعییین قیمت
– گرفتن قیمت

قیمت گذاری متعادل مدلی برای تردید مارکتینگ B2B

قیمت گذاری متعادل مدلی برای تردید مارکتینگ B2B

 

تردید مارکتینگ B2B

رویکرد مدل قیمت گذاری متعادل، به میزان قابل توجهی برای شرکت هایی که بر حجم محصولات و خدمات تاثیری ندارد، منجر به افزایش تحقق قیمت ها می شود.

این افزایش تحقق حدود 0.5 درصد برای شرکت های کالاهای سخت افزاری و حدود 2 تا 7 درصد برای سایر شرکت های و سازمان های B2B می باشد.

و این افزایش تحقق، بازخورد گردشی مثبتی ایجاد می کند که موجب تغییرات رفتاری در فروش شرکت و سازمان می شود.

و این تغییر رفتاری در فروش، موجب ارتقا عملکرد سازمان در اکوسیستم فروشنده، بازار و خریدار خواهد شد.

اگر بخواهید از این مدل در شرکت خود استفاده کنید، کدام عامل را برای قیمت گذاری متعادل موثرتر می دانید؟

واحد مستقل مشاوره مدیریت

 

واحد مستقل خدمات مدیریت استراتژی

خدمات مشاوره قیمت گذاری

خدمات مشاوره برنامه ریزی فروش

خدمات مشاوره مدل کسب و کار

ادج استراتژی به عنوان نیاز روز

واحد مستقل مشاوره مدیریت

 

شرح مختصر: قیمت گذاری متعادل مدلی برای تردید مارکتینگ B2B با درنظر گرفتن پیچیدگی سازمان های B2B و ترید مارکتینگ B2B و معاملات مربوط به آن، به 10 عامل مهم در اکوسیستم فروشنده، بازار و خریدار تقسیم بندی می شود.

منبع: KEARNEY
مترجم: BusinessTK

Keywords:
قیمت گذاری متعادل
تردید مارکتینگ B2B
مارکتینگ B2B
Business To Business
اکو سیستم فروشنده، بازار و خریدار

 

بازاریابی حرفه ای پسا کرونا و تحقیقات بازار مناسب

بازاریابی حرفه ای پسا کرونا و تحقیقات بازار مناسب

بازاریابی حرفه ای پسا کرونا و تحقیقات بازار مناسب

در دروان پسا کرونا شرکت ها از تست های مکرر و ساده برای پاسخ به سوالات مهم بازاریابی استفاده می کنند.

کرونا و تغییرات بازار

در هفته اول همه گیری کرونا و بعد از اعلام رسمی آن، مردم شهر سیاتل حدود 30 درصد مواد غذایی بیشتری خرید کردند و این موضوع جهشی بی سابقه در این صنعت بود. دو هفته بعد، حجم خرید مواد غذایی 40 درصد افزایش داشت و پس از 60 درصد دیگر به حجم خرید کل کشور اضافه شد.

تغییرات مدل های تحقیقات بازار

مدل های و روش های بازاریابی حرفه ای در صنایع و دسته های مختلف که متخصصان بازاریابی طراحی کرده بودند و از آن ها به خوبی استفاده می کردند در اثر اتفاقات غیرعادی دوران بیماری کرونا، از بین رفتند.
تقریبا تمامی دسته ها و روش های تبلیغات همچون رویدادهای ورزشی و رویداد های زنده متوقف شدند. کمپین های تبلیغاتی و پیام های مرتبط با آن ها که تا چند ماه پیش کاملا مناسب بود، با طراحی مجدد ارائ شدند تا متناسب با دنیای جدید فاصله گذاری اجتماعی باشند.

با توجه به این موارد، طبیعتا نیاز مشتریان نیز تغییر یافته بود بدون هیچ دلیلی همه مدیران می دانستند که مشتریان به این تغییر رفتار ادامه خواهند داد.

شرایط کرونا و پسا کرونا

بخش بندی دقیق مشتریان دگرگون شده بود و برای اکثر سازمان ها، شرکت ها و کسب و کارها، سه موضع مهم به وجو آمده بود که عبارت بودند از:
– افراد دورکار
– کارمندان حضوری
– افراد بی کار

کسی نمی دانست که همه گیری کرونا چه زمانی تمام می شود اما همه مدیران مطمئن بودند که در طول این مسیر باید به نحو مطلوب و مناسب پاسخگوی مشتریان باشند.

بازاریابی حرفه ای پسا کرونا و تحقیقات بازار مناسب

بازاریابی حرفه ای پسا کرونا و تحقیقات بازار مناسب

بازاریابی حرفه ای پسا کرونا

برای پاسخگویی بهتر و مناسب تر، مدیران بازاربابی برای تحقیات بازار و آزمون های سنجش مشتریان مکرر بر روی سوالات اصلی و مهم تمرکز می نمودند تا اقدامات فوری طرح ریزی کنند.

این اقدامات فوری این قابلیت را به شرکت قابلیتی ویژه و مخصوص می داد تا خدمات بهتری با توجه به تغییرات مکرر آتی در اختیار مشتریان قرار دهند .

شرکت های پیشرو، این اقدامات را در سریع ترین زمان ممکن برای این تغییر بزرگ راه اندازی کردند.

به عنوان مثال یک شرکت جهانی مواد و محصولات مصرفی، تصمیم گرفت تا منابع مصرفی تبلیغات خود در رویدادهای ورزشی را لغو کند و برای ایجاد پیام های تبلیغاتی جدید، این منابع را در کانال های دیجیتال هزینه کند و آزمون هایی گسترده جهت اطمینان از صحت کارکرد تخصیص این منابع انجام دهد.

تبلیغات تشویق مخاطبان به صرف غذا در رستوران ها و کافه ها، تعامل مشتریان با هم در قالب گروه دوستان و خانواده کنار گذاشته شدند و به جای آن ها بیشتر بر تبلیغ خود محصول تاکید می شد.

در پاسخ به تغییر توجه مخاطبان به رسانه ها، رفتار مشتریان و چشم انداز رسانه ای موجود، این شرکت بخش زیادی از بودجه تبلیغات خود را صرف کانال های دیجیتال نمود.

این تغییر بزرگ در خصوص راه های تبلیغاتی و بازاریابی موجب شد تا مدیریت بازاریابی حرفه ای به دلیل تغییر رفتار مشتریان، همه چیز از جمله پیام ها به مشتریان تا ترکیب رسانه ها برای تبلیغات مورد آزمون و آزمایش قرار دهند.

خیلی از این تست های تحقیقات بازار بر روی بهینه سازی بازاریابی در زمان مناسب تمرکز کرده بودند اما مدیران بازاریابی حرفه ای این فعالیت ها را برای برنامه ریزی های آینده انجام می دادند.

این مدیران می دانستند که ضرورتا، همه شرکت های موفق باید فعالیت های خود را مجددا و با توجه به شرایط غیر قابل پیش بینی دنیای جدید راه انداز ی کنند.

فرصت مناسب برای راه اندازی بازاریابی حرفه ای

بنابراین برای شرکت هایی که تا کنون تحقیقات بازاریابی و تست های آن را انجام نداده بودند، فرصتی مناسب ایجاد شده بود تا با تحقیات بازاریابی ساده شروع کنند؛ سپس مدل عملیاتی و فرهنگ این تحقیقات را در طول زمانی که پیچیدگی زیاد می شود و اقتصاد تمایل به ایجاد تعادل است، برای آن ایجاد کنند.

این اقدام راهی برای خروج از رکود برای بازاریابی حرفه ای در دوران پسا کرونا برای شرکت های مختلف بود.

در این محیط متلاطم، تحقیقات بازاریابی، آزمون ها و تست های مربوط به آن 3 اصل مهم را شکل می دهند که عبارتند از:

– داده های گذشته را دور بریزید (زیرا رفتار مشتریان و اولویت های آن ها به کلی تغییر کرده است)
– تست های تحقیقات بازار و و آزمون های آن را سریع و متعدد انجام دهید.
– در نظر داشته باشید که ممکن است به مدت طولانی در حالت آزمون و تحقیقات بازار باشید.

اطلاعات و داده های گذشته

مدل های آمیخته گذشته در این دوران قالبا پاسخ اشتباه ارائه می دهند زیرا بر اساس واریانس های سابق انجام می شدند که دیگر در صنعت ها وجود ندارند.

تحقیقات بازایابی جدید و تست های سریع مربوط به آن به مدیران بازایابی حرفه ای کمک می کند که محصول و خدمات مورد نیاز مشتریان را به آن ها عرضه کنند.

با این اقدام موثر، می توان بهترین راه را برای تعامل با مشتریان هدف برای ارائه ارزش های موثر برای کمک کردن به آن ها انتخاب کرد.

تحقیقات بازار سریع و مکرر

وضعیت کنونی در حرفه بازایابی تقریبا سابقه نداشته است و بسیار ضروری است که به روشی بازاریابی انجام شود که نیازهای امروز مشتریان در کانال های مناسب برطرف شود.

اصول بازاریابی حرفه ای به دلیل چابک بودن ایجاد آزمون های مکرر، با تمرکز بر روی تحقیقات بازاریابی فوری را ممکن می سازد و پیچیدگی آن را صورت چشمگیری کاهش می دهد.

طولانی شدن شرایط فعلی

بسیار مشکل است که پیش بینی کنیم که چه زمانی رفتار مشتریان و نیازهای آن ها به حالت عادی باز می گردد و یا اینکه این حالت نرمال جدید چگونه خواهد بود.

بنابراین افزایش تحقیقات بازاریابی و تست ها، آینده هر صنعت را قابل پیش بینی تر خواهد کرد.

در حالی که همه چیز ناپایدار است، به آزمایش‌های ساده و سریع پایبند باشید، اما وقتی حالت پایدارتری ایجاد شد، تکنیک‌های آزمایشی پیچیده‌تر مانند تست های موثر چند متغیره و دیگر تست ها را دوباره وارد وارد برنامه تحقیقات بازار و جعبه ابزار بازاریابی خواهیم کرد.

حتی اگر شرایط به حالت کاملا پایدار بازگردند، تحقیقات بازاریابی و تست های فوری برای همگام بودن با نیازهای مشتریان بسیار موثر خواهد بود.

نکته مهم برای بازاریابی حرفه ای

مدیران بازاریابی حرفه ای باید توجه داشته باشند که حتی بهترین تست ها و آزمون های تحقیقات بازار در صورتی که هیچ اقدام موثری در خصوص نتایج آن ها انجام نشود، بی فایده خواهند بود.

با وجود این تغییرات سریع و گستره در تمامی صنعت ها و مسائل بازایابی، به کار گیری نتایج تحقیقات بازار در اسرع زمان امری ضروری و حیاتی خواهد بود.

بنابراین بینش های ایجاد شده در تحقیقات بازار را هر جا که می توانید به کار بگیرید.
به عنوان مثال اگر پستی در صفحات اجتماعی پر بازدید باشد، ممکن است پیام آن پست یا رویکرد آن بر روی وب سایت یا سفارش های آتی شما تاثیر بگذارد.

و در نتیجه باید گفت که با این تغییرات سریع در جهان، مدیریت بازاریابی حرفه ای، تحقیقات بازاریابی سریع و اقدامات سریع مورد نیاز را متقابلا انجام می دهند.

شما چگونه در دوران کرونا و پسا کرونا نیازهای مشتریان را شناسایی می کنید؟

واحد مستقل مشاوره مدیریت

واحد مستقل خدمات مدیریت عارضه یابی و توسعه

خدمات مشاوره بازاریابی

خدمات مشاوره برنامه ریزی فروش

خدمات مشاوره قیمت گذاری

خدمات مشاوره مدیریت برند

خدمات مشاوره مدل کسب و کار

پسا کرونا به عنوان نیاز روز

واحد مستقل مشاوره مدیریت

شرح مختصر: بازاریابی حرفه ای در پسا کرونا و تغییررات گسترده امروز در تمامی صنایع، سرعت عمل را به امری بسیار ضروری تبدیل کرده است. به همین دلیل مدیران بازاریابی باید در عین حال که بر روی مسائل بزرگ متمرکز هستند تحقیقات بازاریابی و آزمون های های مرتبط را سریع و کوچک تر انجام دهند. آن ها باید با توجه به یافته های تحقیات بازار و دانش ایجاد شده، اقدامات فوری مناسب را برنامه ریزی کنند.
تحقیقات بازار و آزمون های مرتبط با آن به شرکت ها کمک می کنند تا بازارهای مناسب تری را در دوره پاندمی پسا کرونا هدف قرار دهند و مهارت های با ارزشی را برای زمان بازیابی و ریکاوری در پسا کرونا به دست آورند.

نویسندگان: Richard Lichtenstein ، Eric Almquist ، Zak Prauer
منبع: Bain
مترجم: BusinessTK

Keywords:
بازاریابی حرفه ای
تحقیقات بازار
پسا کرونا
بازاریابی حرفه ای پسا کرونا

 

شاخص های رفتار قیمت گذاری و عوامل موثر – فروشگاه رفاه

شاخص های رفتار قیمت گذاری و عوامل موثر – فروشگاه رفاه

شاخص های رفتار قیمت گذاری و عوامل موثر – فروشگاه رفاه

شاخص های رفتار قیمت گذاری و عوامل موثر بر آن: شواهدی از داده های خرد قیمتی کالاهای عرضه شده در فروشگاه های زنجیره ای رفاه

این پژوهش با استفاده از 84 میلیون داده قیمتی ماهانه فروشگاه های زنجیره ای رفاه برای دوره زمانی 17ساله از آبان 1379تا مهر 1396، ابتدا شاخص های رفتار قیمت گذاری را محاسبه می کند و سپس میزان و نوع رابطه آن ها با نرخ تورم (خطی، درجه دوم یا آستانه ای) را شناسایی می نماید.
به علاوه، پژوهش حاضر تاثیر یا عدم تاثیر متغیرهای کلان اقتصادی نظیر نقدینگی و نرخ ارز بر شاخص های رفتار قیمت گذاری و همچنین تاثیر این متغیرها را بر رابطه میان شاخص ها و نرخ تورم بررسی می کند.

شاخص های رفتار قیمت گذاری

شاخص های رفتار قیمت گذاری و عوامل موثر بر آن: شواهدی از داده های خرد قیمتی کالاهای عرضه شده در فروشگاه رفاه

 

چسبندگی یا همان انعطاف ناپذیری قیمت ها

چسبندگی یا همان انعطاف ناپذیری قیمت ها که با شاخص هایی همچون بسامد تغییرات قیمت، اندازه تغییرات قیمت، و دوره ماندگاری قیمت ها تعیین می شود، یکی از مولفه های تاثیرگذار بر نحوه مدیریت و کنترل نقش آفرینی سیاست های پولی در اقتصاد است.
در واقع، درجه چسبندگی قیمت ها میزان تاثیر پول بر متغیرهای حقیقی اقتصاد ازجمله تولید و بیکاری را در کوتاه مدت تعیین می کند. برای مثال، با فرض انعطاف پذیر بودن قیمت ها در صورتی که حجم پول افزایش یابد، طبق نظریه رفتار عقلایی، مردم به این واقعیت واقفند که نسبت دستمزدها و قیمت ها تغییری نکرده است.
در نتیجه این روند تمام نوسانات حجم پول روی قیمت تخلیه خواهد شد و افزایش حجم پول تاثیری بر هیچ متغیر حقیقی اقتصاد نخواهد داشت. اما در عمل ممکن است به علت هزینه بر بودن پردازش اطلاعات و فرایند تغییر قیمت، قیمت ها انعطافپذیری خود را تا حدودی از دست بدهند.
در این صورت چسبندگی قیمت ها باعث به تاخیر افتادن تخلیه نوسانات حجم پول روی قیمت ها یا همان ایجاد تورم می شود و سیاست گذار پولی می تواند برای دستیابی به موفقیت های گذرا و کوتاه مدتی همچون کاهش بیکاری، بدون داشتن نگرانی از بالا رفتن تورم در آینده نزدیک، پایه پولی را افزایش دهد.
از اینرو، می توان گفت چسبندگی قیمت ها از جهت ایجاد امکان کاهش بیکاری یا افزایش تولید در کوتاه مدت به نفع سیاست گذاری پولی است.

مطالاعات شاخص های رفتار قیمت گذاری و عوامل موثر

مطالعاتی همچون گولوسوف و لوکاس در سال 2۰۰7 میزان چسبندگی قیمت ها را بررسی می کنند تا به ملاحظات سیاست گذاران در خصوص توانایی های سیاست پولی برای دستیابی به اهداف کوتاه مدت در مورد بیکاری یا تولید بپردازند.
به منظور استفاده از چسبندگی محاسبه شده قیمت ها در تحلیل میزان کارامدی سیاست های پولی، عوامل موثر بر چسبندگی قیمت ها نیز باید مورد بررسی قرار گیرند. بنابراین، علاوه بر محاسبه میزان چسبندگی قیمت ها، شناسایی عوامل موثر بر آن نیز از اهمیت بالایی برخوردار است.
این مهم در سال های اخیر مورد توجه پژوهشگران این حوزه واقع شده است. ازجمله مهمترین این عوامل می توان به نرخ تورم اشاره کرد، چرا که این متغیر برای آحاد اقتصادی قابل مشاهده و ملموس است و می تواند به طور مستقیم بر تصمیم های بنگاه های اقتصادی درباره تعدیل قیمت هایشان اثرگذار باشد.
مطالعات سال های اخیر هر یک به گونه ای به تبیین چگونگی و شدت تاثیرپذیری بسامد و اندازه تغییر قیمت از نرخ تورم پرداخته و برخی از آن ها، بسامد و اندازه تغییرات قیمت را با نرخ تورم همبسته یافته اند.
در همین راستا، این پژوهش با استفاده از داده های خرد قیمتی فروشگاه های زنجیرهای رفاه، ابتدا طبق روش گگنون در سال 2۰۰9 بسامد و اندازه تغییرات قیمت را محاسبه می کند.
سپس تحت مدل رگرسیونی پانل با اثرات ثابت، به بررسی چگونگی (خطی، درجه دوم یا آستانه ای) و شدت تاثیرپذیری شاخص های رفتار قیمت گذاری از نرخ تورم مصرف کننده و تولیدکننده و سایر متغیرهای کلان اقتصادی می پردازد.
تفاوت اصلی پژوهش حاضر نسبت به مطالعات پیشین انجام شده در ایران را می توان در داده های مورد استفاده دانست. در این پژوهش از داده خرد فروشگاه های زنجیره ای رفاه مشتمل بر 84 میلیون مشاهده از قیمت ماهانه اجناس موجود در شعب سراسر کشور این فروشگاه، برای بازه زمانی 17ساله از آبان 1379تا مهر 1396 استفاده شده است.
این مجموعه داده ها طیف وسیعی از کالاها را که در شش گروه مواد غذایی و آشامیدنی، مواد غذایی تازه، بهداشتی و آرایشی، لوازم خانگی و صنعتی سبک، لوازم تحریر اداری فرهنگی، پوشاک و منسوجات طبقه بندی شده اند، شامل می شود.
محاسبات صورت گرفته نشان می دهد میانگین بسامد تغییرات قیمت کالاهای عرضه شده در فروشگاه رفاه برابر با 47 و 34صدم درصد است. این بدان معناست که در هر ماه به طور متوسط قیمت 47 و 34صدم درصد از کل کالاهای فروشگاه های رفاه تغییر کرده است.
همچنین، میانگین دوره ماندگاری ضمنی قیمت ها برابر با 2 و 52 صدم ماه است، بدین معنا که قیمت ها به طور متوسط 2 و 52 صدم ماه ثابت باقی مانده اند. در مورد رابطه میان شاخص های رفتار قیمت گذاری با نرخ تورم و سایر متغیرهای کلان اقتصادی مشاهده می شود که بین بسامد تغییر قیمت و نرخ تورم رابطه مستقیم آستانه ای (با نرخ تورم آستانه ای 18 درصد) به گونه ای برقرار است که شدت این رابطه بعد از آستانه کمتر می شود.
به طوری که با ثبات سایر شرایط، افزایش یک واحد درصد تورم، بسامد تغییر قیمت را در زمان پایینتر بودن تورم از سطح آستانه به طور متوسط 618 هزارم واحد درصد، و در زمان بالاتر بودن تورم از سطح آستانه به طور متوسط ۰44 وهزارم احد درصد افزایش می دهد.
بر اساس این، به نظر می رسد که در زمان های تورم بالا، قیمت گذاران چون به کاهش قدرت خرید مردم در سطح جامعه واقف هستند، کمتر از زمان های تورم پایین قیمت کالاها را تغییر می دهند. به علاوه، نشان داده می شود که نقدینگی اثر مثبت بر بسامد تغییرات قیمت دارد، به طوری که این اثر در زمان هایی که نقدینگی روندزدایی شده در حال افزایش است، شدیدتر است.

تولید و قیمت گذاری

تولید در زمان های رکود اثر منفی و در زمان های رونق اثر مثبت قابل توجهی بر بسامد تغییرات قیمت دارد. همچنین، نقدینگی در زمان هایی که خالص نقدینگی در حال افزایش است و نرخ ارز در زمان هایی که خالص نرخ ارز در حال افزایش است، اثر مثبت بر اندازه تغییر قیمت دارند.
از اینرو، به نظر می رسد سیاستگذار پولی برای پیشبینی اثر سیاست ها نباید تنها تحولات نرخ تورم را بررسی کند، بلکه لازم است به تغییرات نقدینگی، تولید، و نرخ ارز نیز توجه ویژهای داشته باشد.
برای مثال، در زمان هایی که نرخ ارز روندزدایی شده در حال کاهش است، با ۰1 صدم افزایش تغییرات خالص لگاریتم نرخ ارز، اندازه تغییر قیمت ۰6 صدم واحد کم می شود.
اما در زمان هایی که نرخ ارز روندزدایی شده در حال افزایش است، با افزایش ۰1 صدم واحد تغییرات خالص لگاریتم نرخ ارز، اندازه تغییر قیمت ۰6 صدم واحد افزایش می یابد.
علاوه بر این، در مورد اثر تغییرات نقدینگی روندزدایی شده مشاهده می شود در زمان هایی که خالص نقدینگی در حال کاهش است، با ۰1 صدم افزایش تغییرات خالص لگاریتم نقدینگی، بسامد تغییر قیمت 66 صدم واحد زیاد می شود.
از طرف دیگر، در زمان هایی که خالص نقدینگی در حال افزایش است، اثر شدیدتر می شود و با افزایش ۰1 صدم واحد تغییرات خالص لگاریتم نقدینگی، بسامد تغییر قیمت 66 صدم واحد افزایش می یابد.
در همین راستا، اثر لگاریتم نقدینگی بر میزان تغییر قیمت در زمان های افزایش و کاهش خالص نقدینگی در بازه 38 منفی تا 6۰ صدم مثبت قرار می گیرد.
در خصوص تولید نیز می توان گفت که ۰1 صدم واحد افزایش تغییرات خالص لگاریتم تولید به6 و 29 صدم واحد کاهش بسامد تغییر قیمت منجر می شود، در صورتی که این متغیر مثبت با همین میزان بسامد تغییر قیمت 7 و 8۰ صدم واحد افزایش می یابد.
بنابراین، تغییرات خالص تولید در زمان های رکود، اثر منفی و در زمان های رونق اثر مثبت بر تغییرات بسامد تغییر قیمت دارد.

قیمت های چسپنده یا کشسان

قیمت های چسبنده یکی از عناصر اصلی سازوکارهای انتقال در بسیاری از مدل های اقتصاد کلان هستند. طی 2۰سال گذشته، در خلال کارهای تجربی فراوان سعی شده است که چسبندگی قیمت ها اندازه ُ گیری و اساس خرد آن فهمیده شود، چرا که این موضوع در تعیین میزان اثرگذاری سیاست های پولی بر وضعیت حقیقی اقتصاد نقش مهمی دارد.
طبق مبانی نظری، سیاست های پولی تنها زمانی می توانند بر متغیرهای حقیقی اقتصاد کلان مانند بیکاری و تولید در کوتاه مدت اثر بگذارند که قیمت ها چسبنده باشند، زیرا در غیر این صورت تمام نوسانات حجم پول روی قیمت ها تخلیه خواهد شد و افزایش حجم پول تاثیری بر هیچ متغیر حقیقی اقتصاد نخواهد داشت.
در نخستین پژوهش هایی که در زمینه سیاست های پولی و عوامل تاثیرگذار و تاثیرپذیر از آن نوشته شده، به نظر می رسد یکی از اهداف اصلی پژوهشگران کمک به سیاست گذاران برای تصمیم گیری بوده است.
برای مثال مککانلس و وبر در سال 199۵ با بررسی 11۰ کشور طی 3۰ سال، در راستای ملاحظات سیاست گذاران در خصوص توانایی های سیاست پولی برای دستیابی به اهداف کوتاه مدت در مورد تورم یا تولید، ارتباط بلندمدت میان رشد پول و سایر متغیرها را بررسی می کنند.
آن ها درمی یابند که بین نرخ رشد عرضه پول و نرخ تورم در بلندمدت، با هر دو نوع تعریف گسترده و محدود از پول، همبستگی نزدیک به یک وجود دارد که این یافته با نظریه مقداری پول نیز همخوانی دارد.
تلز و زو در سال 2۰۰۵ نیز با نظر به اهمیت فراهم کردن نقدینگی با کشش در قیمت های باثبات از منظر سیاست گذاری پولی، به تخمین تقاضای پایدار پول می پردازند و ادعا می کنند که پس از اعمال تغییرات قانونی و نوآوری هایی که از 198۰ به بعد در صنعت پرداخت ایجاد شده است،
M1 معیار مناسبی برای پول نیست و استفاده از MZM4 باعث می شود رابطه بلندمدت بین پول و هزینه فرصت آن حفظ شود.
از حدود 2۰ سال پیش که دسترسی به مظنه های قیمتی و شاخص قیمت اقلام سبد مصرف کننده برای پژوهشگران ممکن شد، پژوهش های متعددی برای کشورهای مختلف صورت گرفت که در آن ها پژوهشگران به محاسبه شاخص های رفتار قیمت گذاری پرداختند.
برای مثال بیلز و کلنو در سال 2۰۰4 با استفاده از داده های شاخص قیمت مصرف کننده در آمریکا درمی یابند که نیمی از قیمت ها کمتر از 4/3 ماه ثابت مانده اند. کار بیلز و کلنو توسط ناکامورا و استاینسون دز سال 2۰۰8 ادامه یافت، اما با این تفاوت که ناکامورا و استاینسون از اطلاعاتی با جزئیات بیشتر استفاده می کنند.
آن ها نشان می دهند که میانه بسامد تغییر قیمت با در نظرگرفتن حراج ها حدود 2۰ درصد در ماه و در حالت غیرحراج برای همان کالاها، بسته به بازه زمانی حدود 9تا 12 درصد در ماه است. ولفسبرگ در سال 2۰۰9 نیز با استفاده از بیش از 14 میلیون قیمت ماهانه خرده فروشی در نروژ نشان می دهد که قیمت ها در تورم بالا به طور متوسط هر 7 ماه یک بار و در تورم پایین هر 12 ماه یک بار تغییر کرده اند.

مدل های شاخص های رفتار قیمت گذاری و عوامل موثر

علاوه بر محاسبه میزان چسبندگی قیمت ها توسط آماره های مختلف، پژوهشگران به مدل سازی رفتار قیمت گذاری نیز پرداخته اند. امروزه در مبانی نظری دو دسته مدل برای توضیح رفتار قیمت گذاری وجود دارد: مدل وابسته به زمان و مدل وابسته به وضعیت.
در مدل وابسته به زمان، تعداد و میزان تغییرات قیمت متغیری برونزا و جدا از وضعیت اقتصاد کلان است.
ولی در مدل وابسته به وضعیت رفتار قیمت گذاری متغیری درونزا فرض می شود که وابسته به شاخص های کلان اقتصادی است و از آن ها تاثیر می پذیرد.
کالوو در سال 1983 و تیلور در سال 198۰ به توضیح مدل های وابسته به زمان و بارو و ششینسکی و ویز به توضیح مدل های وابسته به وضعیت می پردازند،
اما آلوارز و همکاران در سال 2۰17 با ارائه شواهدی نشان می دهند که فقط برای شوک های پولی بزرگ مدل های وابسته به زمان و وضعیت واقعاً متفاوت هستند.
آن ها معتقدند که به طور خاص در کلاس گسترده مدل هایی که در آن ها شوک ها مسیر پیوسته دارند، زمانی که شوک ها کوچک اند انتشار یک ضربه پولی، مستقل از ماهیت اصطکاک قیمت چسبنده است. در عوض، انتشار شوک های بزرگ به ماهیت اصطکاک بستگی دارد.
در مدل های وابسته به زمان، پاسخ ضربه ای تورم به شوک های پولی مستقل از اندازه شوک است، در حالی که در مدل های وابسته به وضعیت، غیرخطی است.
پس از ارائه مدل های رفتار قیمت گذاری، مطالعات متعددی به شناسایی عوامل تاثیرگذار بر چسبندگی قیمت ها پرداخته و تلاش کرده اند مشخص کنند رفتار قیمت گذاری از مدل وابسته به زمان تبعیت می کند یا از مدل وابسته به وضعیت. برای مثال ناکامورا و استاینسون در سال 2۰۰8 نشان می دهند که بسامد افزایش قیمت برای کشور آمریکا به شدت با تورم تغییر می کند،
در حالی که در مورد بسامد کاهش قیمت و اندازه افزایش و کاهش قیمت اینطور نیست. ولفسبرگ در سال 2۰۰9 نیز با بررسی دوره زمانی 3۰ ساله نروژ درمی یابد که بنگاه ها نه تنها اندازه تغییر قیمت، بلکه زمان تغییر قیمت را نیز به عنوان متغیر تصمیم گیری در نظر می گیرند،
بنابراین، باید احتمال تغییر قیمت ها را متغیری درونزا در نظر گرفت که به وضعیت اقتصاد بستگی دارد. از آنجا که تغییرات کوچک تورم مانع نتیجه گیری دقیق در مورد نحوه اثرگذاری تورم بر تغییرات قیمت می شود، برخی مطالعات به بررسی دوره هایی می پردازند که هم تورم پایین و هم تورم بالا را شامل شود.
برای مثال آلوارز و همکاران در سال 2۰19 با استفاده از داده های شاخص قیمت مصرف کننده آرژانتین نتیجه می گیرند که در نزدیکی تورم صفر، بسامد متوسط تغییر قیمت تقریباً به تورم بستگی ندارد، اما در نرخ های بالای تورم، کشش بسامد متوسط تغییرات قیمت نسبت به تورم تقریباً دوسوم است.
گگنون در سال 2۰۰9 نیز با استفاده از اطلاعات خرد مربوط به شاخص قیمت مصرف کننده در مکزیک برای سال های 1994تا 2۰۰4 که در آن تورم بین 6/۵ تا بیش از 9۰ درصد متغیر بود، نشان می دهد که در تورم های پایین (کمتر از 1۰-1۵درصد،) به طور کلی اقتصاد ویژگی های مشترکی با مدل های وابسته به زمان دارد و در تورم های بالا (بیشتر از 1۰-1۵درصد) به شدت وابسته به وضعیت عمل می کند.
یعنی در نرخ های تورم پایین رابطه ای بین رفتار قیمت گذاری و نرخ تورم وجود ندارد، اما در نرخ های تورم بالا رابطه ای مثبت و معنادار بین رفتار قیمت گذاری و نرخ تورم مشاهده می شود.
در همین راستا برای بررسی رفتار قیمت گذاری در اقتصاد ایران نیز مطالعاتی انجام شده است که ازجمله می توان به پژوهش بیات و مدنی زاده 2۰19 اشاره کرد.
آن ها به دلیل عدم دسترسی به مظنه های قیمتی از اطلاعات زیراجزای شاخص قیمت مصرف کننده در بازه زمانی 23 ساله از فروردین 1369 تا اسفند 1392 استفاده می کنند و به بررسی واکنش شاخص های رفتار قیمت گذاری به تحولات نرخ تورم می پردازند، و نشان می دهند که رفتار اقلام قیمت گذاری شده توسط دولت اولاً نسبت به تورم واکنش آستانه ای دارد و ثانیاً نسبت به نرخ تورم غالباً بی معناست.
همچنین آن ها نشان می دهند که آستانه تورم تولیدکننده 18درصد و آستانه تورم مصرف کننده 1۵درصد است.
بیات و جبلعاملی در سال 2۰19 مطالعه مزبور را یک قدم پیش می برند و علاوه بر نرخ تورم، وضعیت رونق و رکود و رژیم ارزی را نیز به عنوان فضای اقتصاد کلان در نظر می گیرند و از این طریق تصویر دقیق تری از تاثیر محیط اقتصاد کلان بر رفتار قیمت گذاری به دست می آورند.
محاسبات آن ها نشان می دهد که حتی در شرایط تورم پایین، رکود اقتصادی و ثبات ارزی نیز 61/7 درصد از کالاها طی یک ماه تغییر قیمت می دهند ً و عملا اثرگذاری سیاست پولی در ایران بسیار اندک است.
همتی و بیات در سال 2۰13 نشان می دهند که ماهانه 7۵ درصد از قیمت کالاهای موجود در سبد خانوار تغییر می کنند. صیقلانی و رحمانی در سال 2۰18 نشان می دهد که چسبندگی قیمت در گروه های کالایی مختلف متفاوت است.
هرچه بازار گروه های کالایی به رقابتی نزدیکتر باشد، چسبندگی کمتری از خود نشان می دهند و هرچه قیمت گذاری و انحصار در این گروه ها بیشتر باشد (مانند بازار انرژی) پاسخ این گروه های کالایی به شوک نقدینگی ضعیف تر است.
در نهایت کرمی و همکاران در سال 2۰16 نشان می دهند که متغیرهای تورم، رشد نقدینگی، رشد کسری بودجه، رشد تولید ناخالص داخلی، رشد نرخ ارز، و انتظارات تورمی به خوبی می تواند مسیرهای سیاست گذاری مناسب را برای کنترل و هدف گذاری تورم ارائه کند که این موضوع همگام با یافته های پژوهش حاضر است.
نظر به اهمیت فراوان موضوع چسبندگی قیمت ها در حوزه سیاست گذاری پولی، این پژوهش قصد دارد به این پرسش ها پاسخ دهد:
میزان چسبندگی قیمت (متوسط بسامد تغییرات قیمت) کالاهای عرضه شده در فروشگاه های رفاه چقدر است؟
بسامد تغییرات قیمت به نرخ تورم وابسته است یا خیر؟
اگر وابسته است کدام نرخ تورم (مصرف کننده یا تولیدکننده) و چگونه (خطی، درجه دو یا آستانه ای)؟
آیا متغیرهای کلان اقتصادی بر بسامد تغییرات قیمت اثرگذارند؟
آیا متغیرهای کلان اقتصادی بر میزان رابطه بسامد تغییرات قیمت و نرخ تورم نیز موثرند؟
با یافتن پاسخ این پرسش ها می توان رفتار قیمت گذاری بنگاه های اقتصادی را در ایران شناسایی کرد و به درک بهتری از میزان کارامدی سیاست های پولی در اقتصاد ایران دست یافت.

واحد مستقل مشاوره مدیریت

 

نویسندگان:
مدنی زاده سیدعلی, ساعدی معصومه

واحد مستقل مشاوره مدیریت

منبع
پایگاه اطلاعات جهاد دانشگاهی

نشریه
برنامه ريزي و بودجه
www.imps.ac.ir

لینک چکیده مقاله Source link

مشاوره صنعت مراکز خرید فروشگاه ها و خرده فروشی ها

مشاوره صنعت کالاهای مصرفی و و تند گردش FMCG

مشاوره صنعت منسوجات، پوشاک و مبلمان

مشاوره صنعت رستوران، کافه، هتل و گردشگری

خدمات واحد مستقل حسابداری مدیریت

خدمات واحد مستقل ارزیابی و ارزش گذاری

واحد مستقل خدمات مدیریت ریسک

خدمات مشاوره استراتژی

خدمات مشاوره قیمت گذاری

خدمات مشاوره برنامه ریزی فروش

خدمات مشاوره بازاریابی

شرح مختصر – شاخص های رفتار قیمت گذاری و چسبندگی یا همان انعطاف ناپذیری قیمت ها که با شاخص هایی همچون بسامد تغییرات قیمت، اندازه تغییرات قیمت، و دوره ماندگاری قیمت ها تعیین می شود، یکی از مولفه های تاثیرگذار بر نحوه مدیریت و کنترل نقش آفرینی سیاست های پولی در اقتصاد است.

Keywords: شاخص های رفتار قیمت گذاری ، فروشگاه های زنجیره ای رفاه، رفتار قیمت گذاری، عوامل موثر بر قیمت گذاری، کالاهای عرضه شده

ارزش گذاری شرکت ها

ارزش گذاری شرکت ها

ارزش گذاری شرکت ها

ارزشگذاری شرکتها

 

روشهای مختلفی برای ارزشیابی شرکتها وجود دارد که در این مقاله سه روش میلر مودیلیانی شامل value driver ، جریان های نقدی آزاد و ارزش افزوده اقتصادی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است .

در روش value Driver از شش عامل موثر ، چهار عامل مربوط به خط مشی و عملکرد مدیریت و دو عامل دیگر از طریق بازار تعیین می گردد .

مزایای ارزش گذاری شرکت ها

ارزیابی از ضروریات برنامه ریزی است. ارزیابی نه تنها در انتخاب استراتژی و ساختار مالی به مدیریت کمک می کند، بلکه نشان می دهد که چگونه استراتژی ها و ساختار مالی بر ارزش بازار سهام اثر می گذارد.

ارزیابی همچنین می تواند در تصمیم گیری های سرمایه گذاری اثر بخش باشد.

  • آیا تحصیل واحد جدید با ارزش متعارف انجام پذیرفته است؟
  • آیا واحدهای تابعه شرکت ایجاد ارزش می نمایند؟
  • کدام واحد باید فروخته شود، یا مورد تجدید ساختار قرار گیرد؟
  • این سؤالات و بسیاری مسائل دیگر از طریق ارزیابی پاسخ داده می شود.

ارزیابی به مدیریت کمک می کند تا درکی از پیشرفت خود در ایجاد ارزش بیابد، و از این طریق موفقیت یا شکست استراتژی ها و ساختار مالی جاری را بسنجد.

روش های مختلفی برای ارزیابی شرکت ها وجود دارد. در این مقاله سه الگویی که میلر و مودیلیانی ارائه نمودند، یعنی Valuc-Driver ، جریان های نقدی آزاد، و ارزش افزوده اقتصادی مورد بررسی قرار می گیرد.

ارزش گذاری شرکت ها

ارزش گذاری شرکت ها تابع شش عامل مهم است.

 

نظریه M & M

 در سال ۱۹۶۱، پروفسور مرتون میلر از دانشگاه شیکاگو و پروفسور فرانکو مودیلیانی از MIT، یک مدل بديع اقتصادی، برای ارزیابی شرکت ها ارائه نمودند.

اما متأسفانه مدیران به آن مطالب توجه نمی نمایند. میلر و مودیلیانی  (M&M) در مقاله انقلابی خود با عنوان “خط مشی تقسیم سود، رشد و ارزیابی سهام”، با استفاده از اصول اقتصاد خرد، فرمولی برای ارزیابی در ارتباط با شکل گیری قیمت و آربیتراژ بازار، استخراج کردند. آن ها ارزیابی را از مدل حسابداری، ضریب  P/E و سود هر سهم، و از این نقطه نظر که پرداخت های سود سهام، اساسا به نحوی تعیین کننده ارزش شرکت مذکور است، جدا نمودند.

میلر و مودیلیانی سه روش متفاوت ارزیابی ارائه کردند، و نشان دادند که در یک سری پیش بینی های یکسان، هر سه روش به نتایج همانندی منتج می شوند.

البته در حال حاضر یکی از این روش ها، « جریان های نقدی تنزیل شده به طور وسیع مورد استفاده قرار می گیرد.

در هر سه روش ارائه شده توسط  M & M، ارزش بازار واحد تجاری V برابر است با مجموع ارزش بازار کل بدهی ها D، و ارزش بازار حقوق صاحبان سهام E.

V = D + E

در یک واحد تجاری منفرد و یا یک واحد تجاری خصوصی، ارزش کل شرکت V، از اهمیت برخوردار است. در حالی که در یک واحد تجاری بزرگ، قیمت سهام بیشتر مورد علاقه می باشد.

برای بدست آوردن قیمت سهام در یک شرکت منفرد، ارزش بازار بدهی شرکت (و سایر ادعاهای مقدم بر ادعای سهامداران عادی) از ارزش کل شرکت، کسر می گردد و سپس ارزش حقوق صاحبان سهام عادی بر تعداد سهام منتشره تقسیم می شود

P = E/N

E = V-D

در ارزیابی یک واحد تجاری به سود هر سهم، جریان های نقدی هر سهم، یا سایر عایدات هر سهم توجه نمی شود، بلکه به سود خالص عملیاتی شرکت توجه می شود.

به عبارت دیگر سؤال اصلی این نیست که چگونه سهام عادی ارزیابی می شود، بلکه سؤال این است که چگونه واحد تجاری ارزیابی می گردد. در زیر به بررسی اولین روش ارزیابی می پردازیم.

مدلValue – Driver 

 در واقع ارزش شرکت ها، تابع شش عامل مهم است. چهار عامل، مربوط به خط مشی و عملکرد مدیریت می باشد. اما دو عامل دیگر از طریق بازار تعیین می گردد.

مجموعه این عوامل، توصیف کننده

  • حجم
  • ریسک
  • رشد
  • کیفیت
  • و تداوم و تأمین مالی

جریان های نقدی آزاد آتی یک واحد تجاری است.

 این عوامل نشان می دهند که چه مقدار از کل ارزش یک واحد تجاری ناشی از عملیات جاری، صرفه جویی های مالیاتی منتج از تامین مالی از طریق وام، و ارزش طرحهای آتی آن است. مدل Value – Driver بیشتر در بیان اساسی ارزیابی برای مدیران ارشد و افراد عملیاتی کلیدی مفید است، و کمتر به عنوان یک روش عملی برای ارزیابی به کار می رود.

ارزش عملیات جاری

در ارتباط با اجزاء مدل Value – Driver ، ابتدا به توصیف ارزش ذاتی عملیات جاری یک واحد تجاری که محدود به دارائی های موجود آن است، می پردازیم.

برای اندازه گیری ارزش فعالیت های جاری، فرض می کنیم که، سرمایه گذاری جدید محدود به مبالغی است که صرف جایگزینی دارائی های مستهلک شده، می گردد. ارزش های ناشی از سرمایه گذاری های افزون بر دارائی های مستهلک شده (رشد) در جزء سوم یعنی در ارزش طرح های آتی، ظاهر می شود. از این رو

اولا – سود عملیاتی خالص پس از کسر مالیات، رشد نمی کند و بدون هرگونه سرمایه گذاری خالص جدید، در سطح جاری باقی می ماند.

ثانيا – سود عملیاتی خالص جاری پس از کسر مالیات، همان جریان های نقدی آزاد قابل استفاده برای پرداخت بدهی واحد تجاری و توزیع سود بین سهامداران در هر یک از سال های آتی خواهد بود.

بنابراین، ارزش عملیات فعلی واحد تجاری می تواند از طریق تنزیل سود عملیاتی خالص پس از کسر مالیات(NOPAT)  با نرخ تنزیل (C) که جبران کننده ریسک تجاری است، بدست آید.

V=D+E=NOPAT/C

این روش ارزیابی، مشابه ارزیابی اوراق قرضه بدون سررسید است. اوراق قرضه مذکور، برای اولین بار در سال ۱۸۱۴ توسط حکومت انگلستان به منظور ایجاد پشتوانه برای بدهی هایی که در جنگ های ناپلئون واقع گردید، منتشر شد.

ویژگی اوراق قرضه بدون سررسید این است که اصل آن هرگز پرداخت نمی گردد، اما صادر کننده متعهد می شود که بهره را برای همیشه بپردازد.

فرض کنید که میزان بهره یک ورقه قرضه بدون سررسید برای هر یک از سالهای آتی ۱۰ پاوند باشد. اگر نرخ بهره وام بلند مدت در انگلستان ۱۰٪ در نظر گرفته شود، این ورقه قرضه بدون سررسید به مبلغ یکصد پاوند معامله می شود:

100£=100£/10%

حال فرض کنید که سود عملیاتی خالص یک واحد تجاری ۱۶۶۷ دلار است، این واحد تجاری بدهی ندارد. در صورتی که نرخ مالیات بر درآمد ۴۰٪ باشد، صورت سود و زیان این واحد تجاری به صورت زیر خواهد بود:  

 

بدهی وجود ندارد  

1667 $

0

سود عملیاتی خالص

هزینه بهره

1667 $

667 $

سود خالص قبل از مالیات

مالیات (40%)

1000 $ سود خالص پس از مالیات

 

سود خالص پس از کسر مالیات ۱۰۰۰ دلار است. از آنجایی که این واحد تجاری فقط از سرمایه سهامداران برای تأمین مالی استفاده نموده است، و بدهی ندارد، سود عملیاتی خالص پس از کسر مالیات (NOPAT)، نیز برابر ۱۰۰۰ دلار می شود.

اگر حسابداران دریافت ها و پرداخت های نقدی را در زمان واقعی ثبت نمایند، سود گزارش شده با NOPAT برابر خواهد بود.

فرض کنید، میزان سرمایه گذاری انجام پذیرفته در طی سال، معادل دارائی های مستهلک شده باشد. البته هزینه استهلاک از NOPAT کسر شده است. در این صورت این واحد تجاری توسعه نخواهد یافت و NOPAT هم رشد نخواهد کرد.

از آنجایی که در ترازنامه تغییری روی نمی دهد، آنچه که در صورت سود و زیان حاصل می شود، قابل پرداخت است. مبلغ ۱۰۰۰ دلار به دلیل عدم وجود بدهی، قابل پرداخت به سهامداران عادی است، و این همانند مثال مربوط به اوراق قرضه بدون سررسید می باشد.

با فرض اینکه سهامداران عادی با توجه به میزان ریسک تجاری واحد مذکور توقع بدست آوردن ۱۰٪ نرخ بازده داشته باشند، ارزش عملیات جاری این واحد تجاری بالغ بر ۱۰۰۰۰ دلار خواهد شد.

v=D+E = NOPAT /C

1000$ = D+E=1000$/10%

در این صورت، اگر بدهی وجود نداشته باشد، کل ارزش شرکت به دارندگان سهام عادی تعلق می گیرد. که با فرض وجود تعداد ۱۰۰۰ سهم عادی، قیمت هر سهم ۱۰ دلار خواهد بود.

بیان حسابداری ارزش اقتصادی

ارزش شرکت فوق را می توان با استفاده از اصطلاحات مدل حسابداری ارزش، بیان نمود. با توجه به اینکه سود هر سهم شرکت یک دلار است، ضریب P/E هر سهم عادی ۱۰ خواهد بود.

قیمت هر سهم = EPS  * (نسبت P/E)

توجه داشته باشید که با استفاده از مدل حسابداری، شرکت سهامش را به ده برابر سودش می فروشد، زیرا قیمت هر سهم ۱۰ دلار، و سود هر سهم ۱ دلار است.

در نتیجه، هر چند که مدل حسابداری، راه ساده ای برای بیان و مقایسه ارزش شرکت هاست، اما نمی تواند علت به وجود آمدن ارزش را توضیح دهد، و نیاز به مدل اقتصادی کاملا احساس می گردد.

صرفه جویی های مالیاتی ناشی از تامین مالی از طریق بدهی

بدهی به پنج دلیل، عملکرد یک شرکت را بهبود بخشیده و ارزش ذاتی آن را افزایش می دهد. مهمترین دلیل، صرفه جویی مالیاتی ناشی از پرداخت بهره است. برای توجیه مطلب توجه به این نکته ضروری است، که سرمایه مورد استفاده در هر شرکت، هزینه دارد. این هزینه با بازده مورد انتظار سرمایه گذار برابر است.

البته اگر تأمین مالی را سهامداران انجام دهند، نرخ بازده مورد توقع آن ها با بازدهی سرمایه در شرکت های با ریسک مشابه یکسان خواهد بود.

حال اگر بدهی را جایگزین حقوق سهامداران نمائیم، هزینه بهره مربوط به بدهی، که کاهنده مالیات است، جایگزین یک هزینه نامحسوس مربوط به حقوق صاحبان سهام خواهد شد. ارزش فعلی این صرفه جویی مالیاتی، ارزش شرکت را افزایش می دهد.

H4تجدید سرمایه گذاری با استفاده از اهرم مالی

با جایگزین کردن بدهی بجای حقوق صاحبان سهام، خاصیت بدهی به بهترین صورت، نشان داده می شود. اینکه گفته می شود، جایگزین کردن بدهی بجای حقوق صاحبان سهام، و نه استفاده از بدهی برای انجام یک سرمایه گذاری جدید، بدان علت است که فقط از آن طریق، منافع ناشی از بدهی، از تغییر در ارزش واحد تجاری به دلیل توسعه، متمایز می شود.

برای مثال، فرض کنید که مبلغ ۵۰۰۰ دلار با نرخ ۶٪ قرض گرفته شود. این پول صرف بازخرید ۵۰۰ سهم از هزار سهم شرکت، به ازاء هر سهم ۱۰ دلار می گردد.

در نتیجه از ۱۰۰۰ سهم اولیه شرکت، ۵۰۰ سهم باقی می ماند. با فرض اینکه سود عملیاتی خالص شرکت، در اثر این تغییر ساختار سرمایه تغییر نیابد و به مبلغ ۱۶۶۷ دلار باقی بماند، سود خالص به شرح زیر بدست خواهد آمد.

در این حالت نیز سود عملیاتی خالص پس از مالیات ۱۰۰۰ دلار است. زیرا NOPAT معیاری برای اندازه گیری سود ناشی از عملیات بوده، و استفاده کردن یا نکردن از وام، تأثیری بر آن ندارد.

واحد مستقل مشاوره مدیریت

 

 

 

نویسندگان:  

ویدا مجتهد زاده؛ دکتر علی جهانخانی

کلید واژه: 

منبع

سامانه نشر مجلات علمی دانشگاه تهران

نشریه

تحقیقات مالی

لینک چکیده مقاله Source link

واحد مستقل مشاوره مدیریت

 

 

مشاوره صنعت سرمایه‌گذاری، مالی، بانکداری و بیمه

خدمات مشاوره استراتژی

خدمات مشاوره خرید، ادغام و مشارکت(M&A)  

خدمات مشاوره قیمت گذاری

واحد مستقل خدمات ارزیابی و ارزشگذاری

واحد مستقل خدمات استراتژی

واحد مستقل خدمات مدیریت ریسک

 

 

شرح مختصر – ارزش گذاری شرکت ها تابع شش عامل مهم است. چهار عامل، مربوط به خط مشی و عملکرد مدیریت می باشد. اما دو عامل دیگر از طریق بازار تعیین می گردد. مجموعه این عوامل، توصیف کننده حجم، ریسک، رشد، کیفیت، تداوم و تأمین مالی جریان های نقدی آزاد آتی یک واحد تجاری است. این عوامل نشان می دهند که چه مقدار از کل ارزش یک واحد تجاری ناشی از عملیات جاری، صرفه جویی های مالیاتی منتج از تامین مالی از طریق وام، و ارزش طرحهای آتی آن است.

 

 

Keywords:  ارزش گذاری شرکت ها، ارزشگذاری شرکتها، نظریه M & M ، ارزش عملیات تجاری ، سرمایه گذاری

ارزش گذاری شرکت ها، ارزشگذاری شرکتها، نظریه M & M ، ارزش عملیات تجاری ، سرمایه گذاری

ارزش گذاری شرکت ها، ارزشگذاری شرکتها، نظریه M & M ، ارزش عملیات تجاری ، سرمایه گذاری

 

قیمت گذاری افشای اختیاری در بازار سرمایه

قیمت گذاری افشای اختیاری در بازار سرمایه

قیمت گذاری افشای اختیاری در بازار سرمایه

قیمت گذاری افشای اختیاری در بازار سرمایه ایران

سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان بر اساس اطلاعات منتشر شده در گزارش های اقتصـادی، مـالی و غیرمالی، تصمیم می گیرند.

اطلاعات برای تصمیم گیری

سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان در تصمیم هایشان، علاوه بر اطلاعـات مالی، اطلاعات غیرمالی مانند اطلاعات كاركنان، عملكرد اجتماعی و زیست محیطی و دارایی های نامشهود را دخالت می دهند. مدیران می توانند برای شفاف تر شـدن اطلاعـات، اطلاعـات مـالی و غیرمالی واقعیت های اقتصادی شركت را به طور اختیاری از طریق گزارشگری مالی افشا كنند.

گزارشگری مالی سنتی

پژوهش های سال های اخیر، نشان داده است چارچوب گزارشگری مالی سنتی توانـایی ارائـه اطلاعات كاملی از فعالیت های شركت را ندارد.

بر اساس شواهد تجربـی، اطلاعات مهمی مانند اطلاعات دارایی های نامشهود، مسئولیت اجتماعی و زیست محیطی شركت، سازوكارهای حاكمیت شركتی و چشم اندازهای آینده فعالیت های شـركت، در گزارشـگری سـنتی جایگاهی ندارد.

از این رو، در راستای رفع نقص های گزارشـگری سـنتی، انجمـن هـای حرفـه ای حسابداری، بورس های اوراق بهادار و شركت هـای رتبـه بنـدی بـین المللـی، بـا تـدوین الگوهـا و چارچوب هایی برای افشای اختیاری، به مدیران پیشنهاد كرده اند در حد امكان، نیازهای اطلاعاتی ذینفعان را به كمك آن ها برطرف كنند.

قیمت گذاری افشای اختیاری در بازار سرمایه ایران

در ایران نیـز پـژوهش هـایی در زمینـه افشـای اختیـاری صورت گرفته است كه برخی معیارهایی مانند پیش بینی سود مدیران، شاخص های پیشنهادی بوتوسان و معیـار جنسن را برای اندازه گیری افشای اختیاری به كار برده انـد و برخی دیگر فقط یكی از ابعاد افشای اختیاری همچـون سـرمایه فكـری و حسابداری اجتماعی را در بررسی افشـای اختیاری لحاظ كرده اند؛

قیمت گذاری افشای اختیاری در بازار سرمایه

قیمت گذاری افشای اختیاری در بازار سرمایه گوناگونی دارد كـه انـدازه گیـری آن بـر حسب الگویی جامع، می تواند نتایج كامـل و شـفاف تـری از اهمیـت افشـای اختیـاری در بهبـود شفافیت اطلاعاتی ارائه دهد.

افشای اختیاری در بازار سرمایه ایران

در حالیكه افشای اختیاری ابعاد گوناگونی دارد كـه انـدازه گیـری آن بـر حسب الگویی جامع، می تواند نتایج كامـل و شـفاف تـری از اهمیـت افشـای اختیـاری در بهبـود شفافیت اطلاعاتی ارائه دهد. سؤال اصلی پژوهش اینگونه مطرح می شود:

آیا افشای اختیاری مدیران از محتوای ارزشی و فزایندهای در بازار سرمایه ایران برخـوردار اسـت؟

تحقیقـات در ادبیـات افشـای اختیـاری نشـان می دهد مدیران در راستای پاسـخگویی بـه نیازهـای اطلاعـاتی ذینفعـان، بـا افشـای اختیـاری اطلاعات مالی و غیرمالی تلاش می كنند شفافیت اطلاعاتی را افزایش دهند و هزینه های ناشی از تضاد منافع بین مالكان و مدیران را كاهش داده و بر اتكاپذیری اطلاعات بیفزایند.

بر این اسـاس، انتظار می رود استفاده از اطلاعاتی كه مدیران به طور داوطلبانه افشـا مـی كننـد، بـه دلیـل كـارایی اطلاعاتی برای سرمایه گذاران مفید باشد.

یافته های این پـژوهش مـی توانـد بـرآوردی معقـول و منطقی از سطح افشای اختیاری مدیران و كارایی اطلاعـاتی آنـان ارائـه دهـد.

ایـن پـژوهش بـا به كارگیری الگوی جامعی از ابعاد گوناگون افشای اختیـاری در انـدازه گیـری افشـای اختیـاری و درونزا فرض كردن متغیر افشای اختیاری در ارزش گذاری شركت ها، چشم انداز جدیدی در بررسی محتوای ارزشی افشای اختیاری ارائه می دهد.

پیشینه پژوهش یكی از حوزه های مهم تحقیقات حسابداری كه در كانون توجه محققـان داخلـی و خـارجی قـرار دارد، بررسی محتوای اطلاعاتی داده های حسابداری است. هدف این نوع تحقیقات، بررسـی ایـن موضوع است كه آیا نوع خاصی از داده هـای حسـابداری ماننـد سـود حسـابداری، اطلاعـاتی بـه مجموعه اطلاعات در دسترس سرمایه گذاران می افزاید و آن هـا را در جهـت تصـمیم گیـری بهتـر رهنمون می كند؟

محتوای اطلاعاتی داده های حسابداری

این حوزه از تحقیقات با مطالعات بال و براون در سال 1968 و  بیور آغاز شد و پس از آن، رابطه متغیرهای حسابداری با ارزش بازار سهام شركت برای تحلیل كارایی اطلاعـاتی دادههای حسابداری بررسی شد. در این مدل، قیمت سهام شركت برحسب داده های مختلف حسـابداری توضـیح داده می شود.

 تحقیقات در حوزه محتوای ارزشی اطلاعات حسابداری نشان می دهد، محققان برای ارزیـابی سطح آگاهی بخشی اطلاعات حسابداری، از مدل اولسون(1995)، مدل استون و هریس(1996)، مدل كولینز و همكاران(1994) و ارزش شركت استفاده می كنند. در ادامه به برخـی از تحقیقـات انجام شده درباره محتوای ارزشی افشای اختیاری اشاره می شود.

گلب و زاروئین در سال 2002 به بررسی ارتباط بین افشای اختیاری و قدرت آگـاهی بخشـی قیمـت سهام پرداختند. این پژوهش از مدل كولینز و همكاران در سال 1994 به منظور سنجش قـدرت آگـاهی قیمت سهام بهره برده است.

یافته های پژوهش نشان داد، در شركت هـایی كـه قیمـت سـهام از قدرت تبیین بیشتری برای سودآوری آتی شركت برخوردار است، سطح افشـای اطلاعـات بیشـتر است.

لو، كورتنی و حسین در سال 2006 به بررسی اثر افشای اختیاری بر رابطه بین بازده سهام بـا سـود جاری و آتی شركت پرداختند. یافته های پژوهش نشان می دهد شـركت هـایی بـا سـطح افشـای اختیاری زیاد، اطلاعات بیشتری درباره عملكرد آتی در بازده كنونی سهامشان منعكس می كنند.

در پژوهش بنكهچ و پلنبرگ در سال 2008 اثر افشای اختیاری بر رابطـه بـین بـازده و سـود آتـی بررسی شده است. یافته ها نشان داد افشای اختیاری، اثری در بهبود رابطه بازده سهام و سود آتی شركت ندارد.

حسینی و واكر در سال 2009 گزارش های الكترونیكی شركت های انگلیسی را به منظور اندازه گیـری سطح افشای اختیاری اطلاعات چشم انداز آتی بررسی كردند و نتیجه گرفتند سطح زیـاد افشـای اختیاری اطلاعات، توانایی بازار برای پیش بینی قیمـت سـهام برحسـب تغییـرات سـود را بهبـود می دهد.

حسن جورجینی و روملی در سال 2009 در بررسی رابطه افشای اختیاری و اجباری در شركت هـای مصری دریافتند، بین افشای اختیاری و ارزش شركت هیچگونه رابطه معناداری وجود نـدارد، امـا بین افشای اجباری و ارزش شركت، رابطه منفی و معناداری برقرار است.

لی در سال 2010 به بررسی محتوای اطلاعاتی افشای اختیاری اطلاعات چشم انداز آتی پرداخـت و نتیجه گرفت، میزان افشای اطلاعات آتی با سودآوری آتی شركت رابطه مثبـت معنـاداری دارد و بازار از این اطلاعات برای تصمیم گیری بهره می برد.

وفایی، تیلور و احمد در سال 2011 به بررسی قیمت گذاری افشای سرمایه فكری برتر بـورس هـای استرالیا، هنـگ كنـگ، سـنگاپور و بریتانیـا پرداختنـد. آن هـا دریافتنـد افشـای سـرمایه فكـری در بورس های بریتانیا و هنگ كنگ، تأثیر مثبتی بر قیمـت سـهام شـركت هـا دارد و اسـتفاده از ایـن اطلاعات برای سرمایه گذاران مفید است.

آل. آكرا و جهانگیر علی در سال 2012 قیمت گـذاری افشـای اختیـاری در بـورس اردن را بررسـی كردنـد. آن هـا بـا كنتـرل اثـر درونزای افشـای اختیـاری بـر ارزش شـركت، از روش رگرسـیون دومرحله ای بهره بردند. یافته های آنان نشان رابطه مثبت و معناداری بین افشای اختیاری و ارزش شركت برقرار است.

وانگ و حسینی در سال 2013 به بررسی محتوای ارزشی افشای اختیاری اطلاعات چشم انـداز آتـی پرداختند. آن ها محتوای ارزشی افشای اختیاری را بر حسب توانایی قیمت سهام بـرای پـیش بینـی سود آتی ارزیابی كردند. یافته های پژوهش نشان داد سـازوكارهـای راهبـری شـركتی بـر سـطح افشای اختیاری اطلاعات تأثیر دارد و در این شركت ها، توانایی قیمت سهام برای پیش بینی سـود آتی بیشتر است.

سامدرام، استوارت، ویكارمانك و سیناكانو در سال 2014 محتوای ارزشی افشای سـرمایه انسـانی را در بورس مالزی بررسی كردند. یافته ها تأثیر مثبت افشای اختیاری سـرمایه انسـانی را بـر ارزش بازار شركت تأیید كرد.

مومن، عثمان و حسینی در سال 2015 محتوای ارزشی افشای اطلاعات ریسك را بررسـی كردنـد. شواهد نشان داد افشای اختیاری اطلاعات ریسك شركت به توانـایی بـازار در پـیش بینـی سـود سال های آتی كمك می كند.

خدامی پور و محرومی در سال 1391 به بررسی تأثیر افشای داوطلبانه اطلاعات بر مربوط بودن سود هر سهم پرداختند. آن ها سطح افشای اطلاعات را به كمك معیار جنسن اندازه گرفتند. نتایج نشـان داد افشای داوطلبانه، اثر معناداری بر مربوط بودن سود هر سهم ندارد.

پورحیدری و حسین پور در سال 1391 رابطه افشای اجباری و اختیاری را بـا ارزش شـركت بررسـی كردند. بر اساس یافته های آنان بین افشای اجباری و ارزش بازار سهام شركت ها، رابطه معناداری برقرار است؛ اما رابطه معناداری بین افشای اختیاری و ارزش بازار سهام وجود ندارد.

اسفه سالاری و زارعی در سال 1392 واكنش سرمایه گذاران به خالص دارایی هـای عملیـاتی و سـود عملیاتی غیرعادی را به كمك مدل فلتام و اولسون در شركت هـایی بـا تغییـر در افشـای اختیاری بررسی كردند. نتـایج نشـان داد مـدیران شركت هـایی كـه ارزش شركتشـان از جانـب سرمایه گذاران كم نمایی شده است، اقدام به افزایش افشای اختیاری اطلاعات كرده اند.

ولیپور و همكاران در سال 1393 به بررسی تأثیر افشای اختیاری بر مربـوط بـودن ارزش اطلاعـات حسابداری پرداختند و نتیجه گرفتند با افزایش سطح افشـای اختیـاری، مربـوط بـودن و محتـوای اطلاعاتی ارزش دفتری هر سهم افزایش می یابد؛ اما محتوای اطلاعاتی سود هـر سـهم در تمـام سطوح افشای اختیاری یكسان است.

پورحیدری و عرب آبادی در سال 1393 به بررسی رابطه تغییـرات قیمـت سـهام و افشـای اختیـاری مدیران پرداختند. محققان در این پژوهش، متغیر پیشبینی سود در بازه هفت روز پـس از اعـلام سود و زیان شركت را به عنوان افشای اختیاری اطلاعات در نظر گرفتند.

بررسی پیش بینـی هـای خوب و بد مدیران نشان داد مدیران برای حداكثرسازی قیمت سهام شركتشان، اخبار خوب را افشا كرده و اخبار بد را حفظ می كنند.

مهدوی، به پور و كاظم نژاد در سال 1393 به بررسی رابطه همزمان متغیرهای كیفیت افشا و عملكرد شركت های پذیرفته شده در بورس پرداختند. نتایج نشان داد شركت هایی كـه عملكـرد بیشـتری دارند، اطلاعات را با كیفیت بهتری افشا می كننـد و شـركت هـای بـزرگتـر، از كیفیـت افشـای اطلاعات مناسبتری برخوردارند.

مرور ادبیات پژوهش داخلی و خارجی نشان می دهـد سـرمایه گـذاران از اطلاعـات افشاشـده شركت ها در ارزشیابی سهام بهره می برند. در واقع، افشای اختیاری مدیران از محتوای اطلاعـاتی برخوردار است و كارایی اطلاعات حسابداری را افزایش می دهد.

واحد مستقل مشاوره مدیریت

               

نویسندگان

نازنین بشیری منش 1؛ علی رحمانی2؛ سید علی حسینیorcid 3؛ میر حسین موسوی4

1دانشجوی دکتری حسابداری، دانشکدۀ علوم اقتصادی و اجتماعی، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران

2دانشیار گروه حسابداری، دانشکدۀ علوم اقتصادی و اجتماعی دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران

3استادیار گروه حسابداری، دانشکدۀ علوم اقتصادی و اجتماعی دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران

4استادیار گروه اقتصاد، دانشکدۀ علوم اقتصادی و اجتماعی دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران

کلید واژه:

ارزش شرکت؛ افشای اختیاری؛ بازده سهام؛ قیمت سهام

منبع

سامانه نشر مجلات علمی دانشگاه تهران

واحد مستقل مشاوره مدیریت

نشریه

بررسی‏‌های حسابداری و حسابرسی

لینک چکیده مقاله Source link

 

مشاوره مدیریت صنعت سرمایه‌گذاری، مالی، بانکداری و بیمه

واحد مستقل خدمات حسابداری مدیریت

واحد مستقل خدمات ارزیابی و ارزشگذاری

واحد مستقل خدمات مدیریت ریسک

خدمات مشاوره قیمت گذاری

خدمات مشاوره مدیریت نوآوری

خدمات مشاوره خرید، ادغام و مشارکت(M&A)

ادج استراژی

محیط زیست

شرح مختصر – قیمت گذاری افشای اختیاری در بازار سرمایه گوناگونی دارد كـه انـدازه گیـری آن بـر حسب الگویی جامع، می تواند نتایج كامـل و شـفاف تـری از اهمیـت افشـای اختیـاری در بهبـود شفافیت اطلاعاتی ارائه دهد.

Keywords: قیمت گذاری افشای اختیاری در بازار سرمایه، بازار سرمایه ایران، بازار سرمایه، افشای اختیاری اطلاعات، مشاوره قیمت گذاری

EnglishPersian